سفرنامه حاج علیخان اعتماد السلطنه صفحه 94

صفحه 94

ص: 105

دهات و مزارع معمور است، جابجا پر از درخت‌های بادام، اهالی از برای حجاج، ماست و پنیر و سایر لوازم آورده می‌فروشند.

از آنجا از راه «خُلَیْص» تا به «عقبه السّویق» که راه صاف مستوی است رفته، [از] «عقبه السویق» که بسیار صعب است عبور می‌کنند، با این جمله، جای خوبی است، آب جاری و بساتین دارد، در این جا عرب «زبید»، که افجر و ارذل اعراب‌اند سکنی دارند، هفتصد تومان صرّه داشتند، اما اکنون «دولت عثمانی» آنها را تا به یک درجه مقهور ساخته، و [به] امرای ایشان منصب و مواجب و نشان داده، صرّه را موقوف داشته است.

از آنجا به «عُسْفان» که فقط یک چاه دارد، در این جا آثار کثیره مشاهده می‌شود و موسوم به «مُدَرَّج عُسْفان»، از آنجا به «بطن مَرّ» و از آنجا به «ابو عروه» که قریه‌ای است واقعه در دامنه کوه، باغات و بساتین و آب فراوان دارد، از آنجا به «مکّه مکرّمه» واصل می‌شوند.

مکّه معظّمه‌

از «رابغ»، پنج منزل و پنجاه [و] پنج ساعت است، دو منزلی «مکّه»، پاره‌ای از معلّمین حاج به استقبال می‌آیند، و به همه کس یک فنجان «آب زمزم»، و دو عدد خرما تعارف می‌کنند، [و] برمی‌گردند، روز پنجم شهر مزبور، در هر راه، حاجِ مسافر است، چه از راه دریا، چه از خشکی. وارد «مکّه» بشوند، بسیار مشکل خواهد شد اعمال حجشان.

باری اعمال عمره، الی روز هشتم می‌توان نمود، الحمدللَّه که روز پنجم شهر مزبور وارد «مکه» شدیم، با وجود این که حقیر، تازه از دست «حمای غشی» (1) جسته بودم، از برکت «بیت‌اللَّه»، قوتی هم رسید که بدون کمک (2) دیگری خودم غسل نمودم، وارد [و] داخل «مسجد الحرام» شدیم، در مقابل [حجر] الأسود، موافق قرار شریعت، شانه خود را محاذی «حجر» نمودیم، در نهایت دقیقیّت و دقت نیّت کردیم، هفت مرتبه خانه خدا را شوط (3) می‌کنیم در حج عمره واجب قربةً الی اللَّه.


1- تب همراه با غَش.
2- در متن کومک آمده است.
3- هفت شوط طواف‌
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه