سفرنامه حاج علیخان اعتماد السلطنه صفحه 95

صفحه 95

ص: 106

مشغول «طواف» شدیم و در هر طوف یعنی هر مرتبه که مقابل «حجر» می‌رسیدیم، باز دوش خود را محاذی می‌نمودم، بعد از فراغت از «طواف عمره»، در «مقام ابراهیم» دو رکعت نماز واجب، به همان نیت عمره نمودیم، بعد بلافاصله سعی در مابین «صفا و مروه» نمودیم، تفصیل «بیت‌اللَّه» و «مسجدالحرام»، و وضع «صفا و مروه» عرض خواهد شد، مابین «صفا و مروه» تخمیناً پنجاه قدم راه است، و باید از [صفا] ابتدا نمود، چند پله از سنگ ساخته شده، می‌روند بالای آن پله، و مثل نیت طواف، نیت می‌کنند که: هفت مرتبه راه می‌روم در ما بین «صفا و مروه» در حجِّ عمره واجب. بعد باید پاهای خود را به آن پله‌ها بمالی، (1) و پایین بیایی و دعایی دارد مستحب است بخوانی، و یک مقامی در مابین «صفا و مروه»، به قدر پنجاه قدم، مثل شتر حرکت می‌کنند- مستحب است نه واجب- تا خود را به «مروه» برسانی و بلافاصله مراجعت به «صفا» نمائی، تا هفت مرتبه با احرام، و در این سرّها هست.

بعد از اتمام سعی «صفا و مروه» باید تقصیر کنند، که واجب است، و تقصیر به این معنی [است] که یا موی از سر مقراض کنند، نه این است که همه سر را بتراشند، و یا ناخن بگیرند یا شارب بزنند، یکی از این اقسام عمل بیاورند، اعمال عمره که تمام شد، برو منزلت، رخت را بپوش، در نهایت راحت باش، انتظار روز هشتم را بکش، که دوباره باید احرام حج تمتع به بندی.

اولًا فی‌الجمله وضع «مسجدالحرام» این است که، مسجدی است بدون سقف، و دور آن مسجد، مثل ایوان طوری است مسقف، و جمیعاً ایوان، چهار طرفش فرش سنگ است، ستون‌هایی دارد از سنگ و «بیت‌اللَّه» در عین، (2) وسط صحن مسجد است، قریب بیست [و] یک در دارد مسجد مزبور، هشت خرند (3) دارد، که از هر در وارد می‌شوند، از


1- مالیدن پا به پله‌ها لازم نیست.
2- عین برای تأکید است یعنی بیت اللَّه به طور مؤکّد در وسط مسجد قرار گرفته است.
3- حیات‌هایی که از آجر کنار هم نهاده مفروش شده است.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه