سفرنامه حاج علیخان اعتماد السلطنه صفحه 98

صفحه 98

ص: 109

است، موافق دیوارهای خانه، و از خود ابریشم، لفظ «لا اله الّا اللَّه محمد رسول اللَّه»، به قسم طاق و نیم طاق، و با رفتن پوش مدور، این الفاظ مبارک را در آورده‌اند، خداوند عالم به «پادشاه ایران» نصرت دهد، لفظ مبارک میمونِ جناب مستطاب، سلطان حقیقی و مولای واقعی، «اسد اللَّه الغالب علی بن ابی طالب» را، ملحق به آن دو لفظ شریف نموده، «علی ولّی اللَّه» روحی و جسمی له الفداه را هم ملحق نمایند، که انصافاً حسرت و آرزویی است در دل حقیر. ای حقیر، ای بیچاره حقیر، که سجاف (1) بیابان‌ها شده‌ای (ای بسا آرزو که خاک شود).

خلاصه مطلب، روز عید اضحی، «امیر حاج مصر»، پوش نو را با ساز و نقاره وارد «مسجد الحرام» نموده، پوش کهنه را خدّام «بیت اللَّه»، که بیست نفر خواجه سیاه از دولت، دائماً هستند، مثل «مدینه منوّره» با جیره و مواجب، و هنگام مراجعت خلعت موافق شان و منصب خودشان، «صرّه امینی» به آن‌ها تسلیم می‌کنند، همان خدام خاصّه نردبان‌ها گذارده به «بام خانه خدا» مشرف می‌شوند، همان پوش نو را مشرف می‌گردانند، و آن بیچاره پوش کهنه را بی نصیب از خدمت خانه می‌کنند، محسوس است که وقتی که پوش کهنه را پایین می‌کنند، آه و ناله و فریاد او شنیده می‌شود. (پوش) نو را وقتی بلند می‌کنند آشکار است که اظهار شعف می‌نمایند، راوی این فقرات حاجی‌ها هستند اگر چه حقیر ایستاده بودم و به جز صدای قرقره (2)، چه در وا کردن پوش کهنه، و چه در بالا کشیدن پوش نو چیز دیگر نفهمیدم، خدا کند این کتابچه به نظر حاجی‌ها نرسد، خاصه حاجی دهاتی که حقیر را تکفیر می‌کنند، سهل است، جمع می‌شوند و شهادت می‌دهند که به زیارت مشرف نشدی.

گفتگو در مسجد الحرام‌

چنان که یک نفر حاجی، از رفیقش تحقیق نمود که چرا دور این خانه می‌گردند و طواف می‌کنند؟ گفت آخر خانه خدا است، آن مرد سائل گفت: در ده ما هم مسجد است


1- حاشیه نشین.
2- در متن غرغره آمده است.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه