- تقديم به 1
- متن تأئيديه حضرت آيةاللّه محمد يزدي 2
- متن تائيديه حضرت آيةاللّه مرتضي مقتدايي 3
- متنتأييديه حضرت آيةاللّهسيدعلياصغردستغيب نماينده محترمخبرگانرهبريدراستانفارس 4
- مقدمه ناشر 4
- مقـدمـه مـؤلـف 6
- فصل اول:خانه خدا و آيات واضح در آن 9
- اولين خانه براي عبادت خدا 10
- معني مبارك بودن و هدايت بودن كعبه 11
- سابقه تشـريع حـج در زمان ابـراهيم عليهالسلام 12
- ايام جاهليت و ادامه مراسم حج 13
- كعبه بعد از ظهور اسلام 14
- آيات روشن در خانه خدا 15
- مقام ابراهيم 16
- تشريع امنيت خانه خدا 17
- واجب بودن حج براي دارندگان استطاعت 18
- فصل دوم :تشريع مناسك حج 19
- نهي از صد سبيل اللّه و زيارت مسجدالحرام 19
- مناسكي كه به ابراهيم عليهالسلام وحي شد و يادگار ماند! 21
- يَأْتينَ مِنْكُلِّ فَجٍّ عَميقٍ - از درههاي عميق بيايند! 23
- قرباني كنيد در راه خدا، با نام خدا! 25
- بخـوريـد گوشت قرباني را ! و هـم به فقير بدهيد! 26
- آخرين طواف بيت عتيق 27
- تعظيم حرمات خدا 28
- شعائر اللّه 30
- براي هر امتي مناسكي قرار داديم! 31
- گوشت قرباني و خون آن به خدا نميرسد... 33
- روايات رسيده درباره برخي از احكام حج 35
- مقام ابراهيم و نماز آن 36
- صفا و مروه 38
- فصل سوم :حج تمتع و عمره، و احكام آن 40
- حجة الوداع و تشريع حج تمتع 42
- عمره 43
- خـروج از احـرام در فاصله بين عمـره و تمتع 44
- تمتع 45
- قـرباني و كفـاره آن 46
- فلسفه تشريع تمتع 47
- «وَ اتَّقُوا اللّهَ وَ اعْلَمُوا اَنَّ اللّهَ شَديدُ الْعِقابِ!» 47
- زمان حـج و محـرمات آن 48
- وقوف در عرفات و مشعرالحرام 50
- داد و ستد در ايام حج 50
- كوچ جمعي از عرفات 51
- پايان مناسك حج با ذكر شايسته خدا 51
- دعائي براي پايان مناسك حج 52
- ايام تشريق 53
- بخشيده شدن گناهان حاجي 54
- جزئياتي از تشريع حج در روايات 55
- فصل چهارم :متعه و تمتع 56
- تحليلي از روايات مربوط به نهي عمر از متعه در حج 58
- آيا خليفه حق نقض احكام الهي را دارد؟ 60
- حكم شكار در حال احرام 64
- شكارهاي حلال و حرام دريائي و صحرائي در حال احرام 66
- حرمت كعبه بيت الحرام و تشريع مناسك آن 67
- روايات رسيده درباره صيد در حال احرام 70
- ماههاي قمري و اوقات عبادات و حج 71
- لغو رسوم جاهليت در حج 72
- تحريم مشركين از ورود به مسجدالحرام 73
- فصل پنجم :تشريع قبله 74
- فلسفه تشريع قبله از لحاظ عبادي و اجتماعي 81
خروج از احرام در فاصله بين عمره و تمتع (91)
نميتوانست از زنان و شكار و امثال آن بهرهمند شود مگر آنكه از احرام درآيد، و تـمتع آدمـي را از احرام بيرون ميآورد.
«فَمَـااسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ ...،» از ظاهر آيه بر ميآيد كه هدي نسكي است جداگانه، نه اينكه جبران اين باشد كه شخص متمتع نتوانسته و يا نخواسته احرام براي حج را از ميقات ببندد و لاجرم از شهر مكه براي حج احرام بسته است، براي اينكه جبران بودن هدي احتياج به مؤنهاي زايد دارد، تا انسان آن را از آيه شريفه بفهمد و خلاصه عبارت مورد بحث را هر كس ببيند، ميفهمد كه هدي عبادتي است مستقل، نه جبران چيزي كه فوت شده است، چون كلمه «بِالْعُمْرَةِ ...،» عمره را از حج جدا و آن دو را دو عمل مستقل ميسازد و جبران بودن هدي وقتي صحيح است كه تسهيل و تخفيف در يك عمل تشريع شــده بــاشــد، نه در بين دو عمل، كه احرام اولي يعني عمره تمام شده و احرام دومي يعني حــج هنــوز شــروع نگشتــه است.
(92) حج
علاوه بر اينكه درك اشعار نامبرده به فرضي كه صحيح باشد، وقتي است كه تشريع هدي به خاطر تشريع تمتع به عمره تا حج باشد، نه اينكه به خاطر فوت احـرام حـج از ميقات باشد.(1)
تمتع
ظاهر آيه شريفه: «فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ اِلَي الْحَجِّ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ،» اين است كه ميخواهد خبر دهد از تشريع تمتع و اينكه قبلاً چنين عمرهاي تشريع شده، نه اينكه بخواهد با همين جمله آن را تشريع كند، چون ميفرمايد: «پس هر كس به عمره تا حج تمتع كند، پس بايد تا جائي كه ميتواند قرباني با خود ببرد،» معلوم ميشود قبلاً چنين
1- الـميــــــزان ج: 2، ص: 113.
تمتع (93)