حج از دیدگاه قرآن و حدیث (تفسیر موضوعی المیزان) صفحه 45

صفحه 45

خروج از احرام در فاصله بين عمره و تمتع (91)

نمي‌توانست از زنان و شكار و امثال آن بهره‌مند شود مگر آنكه از احرام درآيد، و تـمتع آدمـي را از احرام بيرون مي‌آورد.

«فَمَـااسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ ...،» از ظاهر آيه بر مي‌آيد كه هدي نسكي است جداگانه، نه اينكه جبران اين باشد كه شخص متمتع نتوانسته و يا نخواسته احرام براي حج را از ميقات ببندد و لاجرم از شهر مكه براي حج احرام بسته است، براي اينكه جبران بودن هدي احتياج به مؤنه‌اي زايد دارد، تا انسان آن را از آيه شريفه بفهمد و خلاصه عبارت مورد بحث را هر كس ببيند، مي‌فهمد كه هدي عبادتي است مستقل، نه جبران چيزي كه فوت شده است، چون كلمه «بِالْعُمْرَةِ ...،» عمره را از حج جدا و آن دو را دو عمل مستقل مي‌سازد و جبران بودن هدي وقتي صحيح است كه تسهيل و تخفيف در يك عمل تشريع شــده بــاشــد، نه در بين دو عمل، كه احرام اولي يعني عمره تمام شده و احرام دومي يعني حــج هنــوز شــروع نگشتــه است.

(92) حج

علاوه بر اينكه درك اشعار نامبرده به فرضي كه صحيح باشد، وقتي است كه تشريع هدي به خاطر تشريع تمتع به عمره تا حج باشد، نه اينكه به خاطر فوت احـرام حـج از ميقات باشد.(1)

تمتع

ظاهر آيه شريفه: «فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ اِلَي الْحَجِّ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ،» اين است كه مي‌خواهد خبر دهد از تشريع تمتع و اينكه قبلاً چنين عمره‌اي تشريع شده، نه اينكه بخواهد با همين جمله آن را تشريع كند، چون مي‌فرمايد: «پس هر كس به عمره تا حج تمتع كند، پس بايد تا جائي كه مي‌تواند قرباني با خود ببرد،» معلوم مي‌شود قبلاً چنين


1- الـميــــــزان ج: 2، ص: 113.

تمتع (93)

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه