مناسک حج و عمره مطابق با فتاوای حضرت آیه الله بهجت صفحه 7

صفحه 7

بر مراجعه به حاکم باشد و این امر، موجب ذلّت و پایین آمدن شأن طلبکار شود به گونه ای که تن دادن به آن عقلایی نباشد. ه مهلت وصول طلب نرسیده باشد و بدهکار نیز حاضر به پرداخت نباشد. و وصول طلب به گونه ای موجب ضرر باشد که عرفاً به آن تن داده نمی شود. (قرض با اعتماد بر طلب) اگر وقت وصول بدهی فرا نرسیده باشد ولی طلبکار امکان قرض گرفتن به راحتی و بدون کسر شأن برایش ممکن باشد و مطمئن باشد که بدهکار در وقت مقرّرِ برای وصول، آن را پرداخت می نماید و قرض صفحه : 43 خودش را با آن ادا می نماید، وجوب حج و تحقّق استطاعت، خالی از وجه نیست. (آیا بر افرادی که بدهی دارند حج واجب می شود؟) 1 افرادی که هزینه حج را دارند و بدهی نیز دارند، بر دو گونه اند: الف این که اگر آن مبلغ را در حج صرف نمایند، قدرت بر پرداخت بدهی را نیز دارند که (با تحقّق دیگر شرایط) حج واجب است. ب این که اگر آن مبلغ را صرف در حج کنند، قدرت بر پرداخت بدهی نخواهند داشت که در این صورت اگر وقت پرداخت بدهی رسیده باشد و طلبکار راضی نیست بدهی در ذمه بدهکار باقی باشد، باید بدهی پرداخت شود و حج واجب نیست؛ و اگر وقت ِ پرداخت نرسیده یا طلبکار راضی است که دین باقی باشد چنانچه اطمینان دارند که بعداً در وقت مطالبه یا فرا رسیدن وقت پرداخت بدهی، می توانند دین را ادا کنند، واجب است با تحقق سایر شرایط به حج بروند و گر نه

حج واجب نیست. (افرادی که بدهی شرعی مانند خمس و زکات دارند) 1 بدهی شرعی مانند خمس و زکات حکم آن مانند سایر بدهی ها است، که در مسأله قبل بیان شد، و فرقی نمی کند خمس و زکات در عین مال باشد، یا در ذمّه و عهده شخص، ثابت شده باشد. 2 کسی که حج بر او واجب شده و خمس و زکات یا حقوق واجب دیگر بدهکار است، لازم است آنها را پرداخت نماید و تا پرداخت ننموده جایز نیست به حج برود. صفحه : 44 3 خواهد آمد که بدهی در «توانایی بذلی»، مانع واجب شدن حج نیست. (قرض گرفتن برای حج واجب) 1 کسی که قدرت مالی بر انجام دادن حج ندارد، لازم نیست برای حج پول قرض نماید، مگر این که با دارا بودن شرایط دیگر قدرت بر پرداخت بدهی را داشته باشد به این نحو که الآن مالی دارد که بعد از حج با فروش آن می تواند بدهی خود را بپردازد، یا این که از کسی طلبی دارد و می داند که اگر قرض کند، بدهکار در وقت مقرّر، بدهی خودش را می پردازد، که در این موارد حج واجب است. 2 اگر کسی بعداً قدرت بر پرداخت دین داشته باشد ولی فعلًا ما به ازای آن را ندارد، در وجوب فعلی حج، تأمّل است. (استحباب قرض برای حج مستحبی) کسی که شرایط استطاعت را دارا نیست، مستحب است که قرض کند و به حج برود هر چند که جای حج ِ واجب او، محسوب نمی شود. (کسی که مالی دارد ولی امکان صرف آن در حج نیست) 1

اگر هزینه حج برایش فراهم نباشد مگر به وسیله مالی که در دسترس او نیست و نمی تواند به صورت متعارف به آن دسترسی پیدا نماید، حج بر او واجب نمی شود. 2 کسی که ملک یا مالی به اندازه هزینه حج دارد ولی تبدیل آن به پول و هزینه حج برایش مقدور نباشد مگر به تحمّل ضرر زیادی که تحمّل آن عقلایی نباشد، حج بر وی واجب نمی شود. (کسی که مالی به اندازه حج داشته ولی اکنون از دست داده) کسی که مالی داشته که برای حج او کافی بوده و اکنون آن را از صفحه : 45 دست داده خواه عقیده اش این بوده که آن مال کافی نیست؛ یا غفلت داشته که چنین مالی دارد یا برای حج کافی است؛ یا از اصل وجوب حج غافل بوده و غفلت او از روی تقصیر نبوده، و خواه در وجوب حج شک داشته یا غافل بوده و غفلت او از روی تقصیر بوده و زمانی ملتفت شد که پول و مال را از دست داده و قدرت بر حج ندارد، ظاهر این است که اگر شرایط دیگر را داشته، حج بر ذمّه و عهده او مستقر شده است. (مستطیع شدن بانوان و مسأله مهریه آنها) 1 خانمی که مهریّه او کفاف هزینه حجّش را می دهد یا هزینه حج او را کامل می کند: الف اگر تقاضای مهر از شوهر، باعث ناراحتی و مشکلات در زندگی نشود و او حاضر به پرداخت باشد، مستطیع است و مطالبه مهر نه تنها مانعی ندارد، بلکه لازم است. ب اگر

تقاضای مهر، موجب ناراحتی و مشکلات در زندگی شود، مطالبه آن لازم نیست و استطاعت حاصل نمی شود. 2 اگر مردی در ضمن عقد، به هم سرش وعده سفر حج داده باشد، صرف وعده، موجب استطاعت زن نمی شود، ولی بر شوهرش لازم است به وعده اش وفا کند، و حکم مطالبه آن با فرض این که استحقاق مطالبه کردن ثابت شده باشد مانند مهر است. 3 اگر مردی به هر علتی مهریّه هم سرش را نپردازد، حج بر هم سرش واجب نمی شود و با ترک آن، حج بر او مستقرّ نمی شود؛ ولی اگر مرد، حاضر به پرداخت بوده و زن مطالبه نکرده باشد، حج بر عهده زن مستقر می گردد. صفحه : 46 4 در صورتی که زن مستطیع شود، اذن شوهر شرط نیست؛ و حتی اگر اذن ندهد، زن باید به حج برود؛ و شوهر نیز نمی تواند زن را از حج ِ واجب، منع نماید؛ بلی در صورت سعه وقت، می تواند رفتن او را تا آخرین کاروان به تأخیر بیاندازد. و زنی که در طلاق رجعی است و عدّه اش تمام نشده، مانند زن شوهر دار است. 5 استطاعت بانوان، منوط به امکان همراه داشتن مَحرم نیست؛ بلی اگر بر خود بترسد، لازم است مَحرمی همراه خود ببرد هر چند مستلزم خرج کردن مبلغی باشد، البته به شرط آن که به حدّ اجحاف نرسد؛ و اگر در فرض اخیر قدرت بر پرداخت هزینه سفرِ مَحرم را ندارد، حج بر او واجب نمی باشد. 6 «رجوع به کفایت»، در خانمهایی که شوهر نموده اند و تحت تکفّل او می باشند، محقّق می باشد و به بیش از آن نیازی نیست. 7 اگر خانمی برای حج ثبت نام

نموده باشد و هنوز نوبتش نرسیده شوهرش ورشکست شود، زن می تواند پول خود را پس بگیرد یا فیش حج را بفروشد و به شوهر ببخشد و از استطاعت خارج شود. (مصرف کردن هزینه حج یا از بین رفتن آن) 1 هر گاه کسی هزینه حج یا مالی به مقدار آن را دارا باشد، می تواند قبل از حرکت کاروان، آن را در مصارف خود خرج نماید، هر چند دیگر نتواند به حج برود. ولی احتیاط در آن است که برای فرار از حج، آن مال را به صورت نسیه نفروشد؛ و اگر این کار را انجام داد و در همان سال صفحه : 47 نتوانست به حج برود خود را مستطیع محسوب نماید به این که سال آینده به حج برود و احتیاطاتی که لازم است مثل آن که با حال استطاعت برود انجام دهد تا قطع پیدا نماید که حَجّه الاسلام را انجام داده است. 2 اگر بعد از روانه شدن برای حج، هزینه آن از بین برود دو حالت دارد: الف اگر از بین رفتن هزینه، سهوی و بدون اختیار باشد، وجوب حج از او ساقط است و کشف می شود که از اوّل مستطیع نبوده است. ب و اگر از بین رفتن هزینه از روی عمد و تقصیر باشد، د صورتی که حج از او فوت شود، حج بر او مستقر می شود و باید به هر نحو که ممکن است هر چند به سختی، در سال آینده حج به جا آورد. 3 اگر بعد از روانه شدن به سوی حج، مالی را که برای مخارج عائله خودش قرار

داده تلف شود، به استطاعت او لطمه وارد نمی شود و حج او حَجّه الاسلام است. (استطاعت بذلی) گذشت که استطاعت بر هزینه حج به یکی از دو حالت ذیل حاصل می شود: الف: خود شخص هزینه حج را دارا باشد؛ ب: خود او دارای هزینه نباشد اما شخصی هزینه حج را با شرایطی که می آید به او بذل نماید، توضیح ِ قسم اول آن گذشت، اکنون به توضیح قسم دوّم آن می پردازیم. صفحه : 48 (نحوه محقق شدن حج بذلی) به یکی از گونه های ذیل، استطاعت بذلی حاصل می شود: الف هر گاه فردی یا افرادی علاوه بر مصارف و هزینه حج انسان، مخارج زندگی او را تا بازگشت که در اثر سفر نمی تواند تحصیل نماید، بر عهده گیرند و به او بگویند: «حج برو، و هزینه حج تو و مخارج خانواده تو تا بازگشت بر عهده ما باشد» با فرض اطمینان به گفته آنها، قبول نمودن بر او واجب است و حج بر او واجب می شود و این توانایی، توانایی بذلی نام دارد؛ و هم چنین است اگر مالی به اندازه هزینه حج و خانواده او به او بدهند که حج نماید. ب اگر هزینه مذکور را به او ببخشند به شرط این که با آن به حج برود که در این صورت هر چند قبول واجب نیست ولی اگر قبول کرد، توانایی بذلی حاصل می شود. (تذکّر:) اگر به کسی که قدرت بدنی بر حج ندارد، بذل حج شود، بنا بر احوط باید نائب بگیرد. (بخششی که موجب استطاعت بذلی نمی شود) هر بذل و بخششی موجب استطاعت بذلی نمی شود؛ اگر چه ممکن است موجب استطاعت

مالی و در نتیجه موجب واجب شدن حج شود ولی با استطاعت بذلی، متفاوت است که این تفاوت ها در مسأله 112 ذکر خواهد شد. پس اگر بخشش به صور ذیل باشد «استطاعت بذلی» حاصل نمی شود صفحه : 49 الف اگر به اندازه هزینه حج به انسان ببخشند و قید نکنند که برای حج باشد، در این صورت قبول واجب نیست، ولی اگر قبول کرد، استطاعت مالی محقّق می شود و با داشتن سائر شرایط، حج واجب می شود. ب اگر کسی مالی داشته باشد که کمتر از هزینه حج باشد و شخصی کمبود آن را با بخشش جبران نماید، واجب است قبول کند؛ ولی رجوع به کفایت از ناحیه خود او شرط است. تذکر: کسی که حج بر او مستقر شده و اکنون فاقد هزینه حج است؛ اگر کسی به او پول یا مالی بذل کند، قبول آن واجب است و هم چنین است کسی که به سبب نذر و مانند آن، حج بر او واجب شده است. (فرق استطاعت مالی با استطاعت بذلی) استطاعت مالی و استطاعت بذلی هر دو، موجب واجب شدن حج می گردند، ولی فرقهایی نیز دارند که به شرح ذیل است: 1 «رجوع به کفایت» که یکی از شرایط وجوب حج است در استطاعت بذلی، شرط نیست. 2 داشتن بدهکاری برای کسی که توانایی بذلی پیدا می کند، مانع از وجوب حج نمی شود، مگر آن که وقت پرداخت بدهی برسد و طلبکار هم خواهان آن باشد و شخصی که بذل حج نموده یا دیگری، حاضر به پرداخت آن صفحه : 50 نشود و خود شخص در صورتی که به حج

نرود بتواند آن بدهی را پرداخت نماید که در این صورت حج واجب نمی شود. 3 در «استطاعت بذلی» اگر دهنده (باذل)، انسان را وکیل کند که از طرف او پولی قرض نماید و به حج برود که بعداً خود باذل آن را بپردازد با اطمینان به گفته او باید، قبول کند و حج واجب می شود. 4 «قربانی» در استطاعت بذلی، بر عهده باذل است. (حج ّ روحانیون کاروان و خدمه و مواردی از استطاعت بذلی) 1 روحانیون و خدمه کاروان و امثال آنها که حج ِ واجب خود را به جا نیاورده اند و هزینه حج آنها عنوان مزد ندارد، حج ّ آنها از موارد حج ّ بذلی محسوب می شود. 2 اگر شخصی برای دیگری مالی وصیّت کند که او با آن مال حج نماید، در صورتی که آن مال به مقدار هزینه حج و مخارج عائله وی باشد، پس از موت وصیّت کننده، حج بر آن شخص واجب می شود به شرط این که علی الأحوط قبول وصیّت اگر از نوع تملیک بوده باشد نموده باشد. 3 اگر شخصی مالی را برای حج، وقف یا نذر یا وصیّت نموده باشد و متولّی وقف، یا ناذر، یا وصی ّ، آن مال را به کسی بذل نماید، حج بر او واجب شده و موضوع «حج ّ بذلی» محقّق می شود. (رجوع باذل از بذل و غصبی بودن مال) باذل (بخشنده مال) می تواند قبل از این که گیرنده داخل احرام شود از بخشش خود، برگردد ولی نفقه بازگشت وی از محل اعلام رجوع که زائد صفحه : 51 بر نفقه وطن است بنا بر اظهر بر عهده باذل

است؛ و بعد از مُحرم شدن وی بنا بر اظهر باذل نمی تواند از بذل خود برگردد.

[چند مسأله]

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه