سوگنامه فدک صفحه 128

صفحه 128

سخن گفت تا انصار بیچاره را مثل اسب سرکشی که رام می‌کنند، رام کند. و سرانجام با زبان چاپلوسی و تملق زمینه را تا اندازه‌ای مساعد نمود. ثابت بن قیس گفت: «ما سعد بن عماره را به امارت بر می‌کشیم که سید خزرج است». عمر مخالفت کرد. حسان بن ثابت انصاری این اشعار را انشاد کرد:

لا ینکرن قریش فضل صاحبنا

سعد فمافی مقام الیوم من اود

قلنا قریش لنا السلطان دونکم

لا یطمع الیوم فی ذوالامر من احد

کان عندکم عهد له سبب

بعد الرسول فما قلناه بالفندان

لا یکن عندکم عهد فان له

اصحاب بدر و اهل الشعب من احد

نحن الذین ضربنا الناس عن عرض

حتی استقاموا و کانوا بیضه البلد

فی کل امر لنا امر نفوزبه

اعطی الاله علیه جنه الخلد

لستم باولی لها بهالان لنا

وسطا لمدینه فضل العز و العدد

و اننا لو منحنا الله انفسنا

لم نبق خوفا علی مال ولا ولد

و الناس حرب لنا و الناس کلهم

مثل الثعالب یخشی صوله الاسد [286] .

(حسان بطور خلاصه چنین می‌گوید:) قریش نباید مقام و منزلت سرکرده‌ی ما سعد بن عباده را منکر شود. می‌گویند سلطنت و خلافت حق ماست. می‌گوییم حق خود را ثابت کنید تا شما را پیروی کنیم. اگر سفارشی از رسول خدا دارید که سخن ما باطل است آن را اقامه کنید. ولی در صورتی که سفارشی ندارید سعد بن عباده کسی است که اصحاب بدر و احد با اویند. ما بودیم که دین را نصرت داده تا پایدار گردید. در این صورت، شما به سلطنت و ریاست پیشتز از ما نخواهید بود.

بشر بن سعد انصاری که با سعد بن عباده مخالف بود از این اشعار که در حقیقت مدح سعد بن عباده است ترسید که مبادا در مردم اثر بگذارد و سعد بن عباده را معین کنند. از جا حرکت کرد و گفت ای گروه انصار! محمد صلی الله علیه و آله از قریش و قوم او به خلافت و جانشینی او اولی هستند. شخصی از انصار حرکت کرد و گفت: «ما انصار لشکر خداییم و شما ای مردم قریش به جای

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه