سوگنامه فدک صفحه 300

صفحه 300

«ضیاء»- به کسر ضاد- مصدر است از «ضاء، یضوء، ضیاء» و آن نوری است که چشم به وسیله آن مواد را درک می‌کند. پس ضیاء اخص از نور است.

«لامع» اسم فاعل از «لمعان» است. در لغت عرب گفته می‌شود: «لمع، لمعا و لمعانا» به معنای برقی که نور دهد.

همچنانکه دیده شد در سخنان حضرت قرآن دارای هر سه وصف است. به این معنا که در گفته‌های خود صادق و در نورانیت خود ساطع و در ضیاء خود لامع و درخشنده است. وجه تسمیه‌ی آن به کتاب هم روشن است؛ زیرا صحیفه‌ای است که آیات در آن نوشته شده است.

موضوعی که در اینجا قابل بحث است که مقصود از «کتاب الله الناطق» در این مقام چیست، یا کیست؟ آیا همان قرآن مقصود است یا امیرالمؤمنین- علیه صلوه المصلمین؟ محتمل است قرآن اراده شده باشد، یعنی قرآن کتاب خدا است که ناطق است که در این صورت نطق به کتاب خدا مجاز خواهد بود، و نه حقیقت؛ چون قرآن حقیقتا ناطق نیست، بلکه صامت و خاموش است! اما از باب مجاز در اسناد چنین گفته شده است. پس اسناد نطق به قرآن اشکالی ندارد، مانند آیه شریفه‌ای که خدا می‌فرماید:

(هذا کتابنا ینطق علیکم بالحق) [558] .

این نوشته‌ی ماست که به حق سخن می‌گوید.

و محتمل است که مقصود از کتاب ناطق امیرالمؤمنین باشد که جانشین پیامبر است. دلیل بر این مدعا آن است که آن حضرت در جنگ صفین فرمود:

«انا کتاب الله الناطق، و هذا کتاب الله الصامت».

من کتاب گویا و قرآن خموش خداوندی است.

وروری این اصل است که ما جمله شریفه «و بقیه استخلفها علیکم» را به حدیث شریف ثقلین تفسیر کردیم و گفتیم مقصود از استخلاف، کتاب و عترت است، نه کتاب فقط.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه