بسوی خدا می رویم با حج صفحه 104

صفحه 104

شب جمعه 30 ذیقعده (به حسب تقویم های ما) کنار دریا و بالای بلندی های ساحل برای استهلال جمع شدیم، هر چه دقت کردیم و دوربین انداختیم چیزی دیده نشد. افق بخار داشت و جهت را درست نمی شناختیم.

حرکت از بیروت

محرم شدن از بیروت هم کار مشکلی است؛ اگر از جنبه شرعی به وسیله نذر بتوان محرم شد، ولی طول زمان تا رسیدن به مکه و انجام سعی و طواف عمره با اختیاری نبودن وسائل و استظلال، کار مشکل و موجب کفارات متعدد خواهد شد.

می رویم به جده و می کوشیم که خود را به نزدیک ترین میقاتگاه برسانیم. وقت حرکت نزدیک است بار و اثاث هم زیاد است. حمل و نقل آن است و کرایه بار در طیاره گران است. قسمتی از اثاث را به کتاب خانه عرفان بردیم و به حاج ابراهیم زین سپردیم.

اوّل مغرب بود که اتوبوس شرکت طیاره به قرنطینه آمد، همه منتظرند تا نام چه کسانی را می خواند، چون نام ما را خواند از جا برخاستیم با همان نظر حسرت که ما به قافله های گذشته نظر می کردیم، دیگران به ما نظر می کردند. در حقشان دعا کردیم و اتوبوس حرکت کرد. از شهر بیرون آمد و وارد جاده مستقیمی شد که اطراف آن را درخت های سرو احاطه کرده بود. به فرودگاه رسیدیم. چراغ های فرودگاه حجاب نوری است که مناظر اطراف دیده نمی شود. خیابان ها،

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه