بسوی خدا می رویم با حج صفحه 110

صفحه 110

توقف را کردم.

این سنگر هم با همت دوستان فتح شد

اتوبوس به راه افتاد و ما را میان میدانی وسط آفتاب پیاده کرد که اینجا باید منتظر نماینده مطوف باشیم تا ما را ضبط نماید. بعد از ساعتی، نماینده غنام آمد، چه باید کرد؟ گاری آورد در مقابل سرپوشیده ای نگاهداشت. اثاث ما را تحویل گرفت و میان گاری ریخت ولی مفرش بزرگ نیست. ناچار دنبال گاری و گاری دنبال نماینده غنام حرکت کردیم، در میان کوچه و مقابل قهوه خانه ای ایستاد. اتاقی پهلوی قهوه خانه است. اینجا مرکز نمایندگی غنم در جدّه است. جمعیت زیادی از حجاج، همه در حال حرکت و تحیّر به سر می برند. مجا باید منزل کنند و چند روز در هوای سوزان جدّه با نبودن وسائل بمانند؟ جده مهمان خانه ای معروف دارد که آن هم اتاق و تختی ندارد.

شهر جده دو قسمت است؛ یک قسمت شهر جدید که محل سفارت خانه ها و مأموران دولتی است، در این قسمت خانه ها نوساز و دارای برق و آب است. قسمت دیگر، شهر قدیم جده است که خانه های آن دارای دیوارهای بلند و منحرف و درها و پنجره های کهنه و فرسوده می باشد و صحن وآب هم ندارد، ما را به اتاقی در یکی از این خانه ها راهنمایی کردند و گفتند بهتر از این پیدا نمی شود.

ساعتی استراحت کردیم. گاهی در گرمی شدید هوا، از طرف دریا نیسمی می وزید. اینجا باید پول مطوف و کرایه ماشین داده شود تا در

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه