بسوی خدا می رویم با حج صفحه 116

صفحه 116

گرفته و چشمان برّاقش نمایان بود، جواب خشکی گفت. گفتم مبتلا به دردسر شده ام و سر من طاقت آفتاب ندارد. آیا نزد شما جایز است که در حال احرام سر را بپوشانم و آیا باید فدیه بدهم؟ با لحن تندی که می خواست بفهماند چرا از قرآن بی اطلاعید، این آیه را خواند:

«فَمَنْ کانَ مِنْکُمْ مَرِیضاً أَوْ بِهِ أَذیً مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْیَهٌ ...»

گفتم: شیخنا این آیه درباره تراشیدن سر در مورد احصار است آن گاه اوّل آیه را خواندم: «وَأتِمّوا الحَجَّ والعُمرَهَ لله ...» ساکت شد، در ضمن به او فهماندم که ادّعای شما اطلاع از قرآن است ولی فقط آیات را سطحی حفظ می کنید و همین را موجب امتیاز خود از دیگر مسلمانان می دانید! برای آن که به او بیشتر بفهمانم که غرور بی جا دارد، گفتم: شما خود را از جهت تمسّک به دین و عمل به آن، از تمام مسلمانان ممتاز می دانید و دیگران را اهل بدعت می پندارید، با آن که بیشتر اعمال شما، به خصوص نسبت به حجاج، به هیچ وجه با دین مطابق نیست! برآشفت و گفت برای چه؟ گفتم کتب فقهی و فتاوای علمای ما را بنگرید، به اتفاق می گویند ازاله نجاست از هر مسجدی بر هر مکلّفی واجب است و نجس نمودن مسجد حرام است. مسلمانی از صدها فرسخ راه، با عشق و علاقه برای انجام حج می آید. پول ها را خرج می کند. زجرها می کشد. از علمای خود تقلید می کند. این باور شدنی است که بیاید عمداً بیت الله را نجس کند؟ آن وقت شما که خود را نمونه کامل دین می دانید، به کشتن او فتوا می دهید و در ماه حرام آن هم در کنار

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه