بسوی خدا می رویم با حج صفحه 140

صفحه 140

می لرزد. عرق از پیشانیش می ریزد. خود را به خانه رساند، گفت مرا بپوشانید. دثار بر سر کشید و خفت! آهنگ آن کلمات موزون و محکم در گوشش بود که باز همان آهنگ با عبارات دیگر به گوشش رسید:

(یا أَیُّهَا الْمُدَّثِّرُ* قُمْ فَأَنْذِرْ ....) (یا أَیُّهَا الْمُزَّمِّلُ ...)

خواند مزمل نبی را زان سبب که بروی آی از گلیم ای بوالهرب

سرمکش اندر گلیم و رخ مپوش که جهان جسمی است سرگردان تو هوش

در نگر این کاروان رهزده غول کشتی بان این بحر آمده

هین برون بَر، ای امام المتقین این خیال اندیشکان سوی یقین

خیز و دردم تو به صور سهمناک تا هزاران مرده برخیزد ز خاک

از این قلّه کوه، قیام شروع شد؛ قیام ایمانی و علمی و قیام فکری و قلمی. عرب قیام کرد. شرق و غرب قیام کرد. موج ایمان و علم پیش رفت. غبار شرک و جهل را از روی افکار ملل پراکنده ساخت. همه را برپاداشت و استعدادها به کار افتاد. اروپای تاریک هم روش شد. نور علم دو مرتبه از آنجا به دنیا منعکس گردید! شعاع های ایمان و علم از این کوه به دنیای تارک تابید! این موج از دل این غار برخاست! حقا کوه نور است! گرچه ظاهر آن سیاه و عبوس است.

چه خوب بود بالای این کوه دستگاه فرستنده ای بود و پیش از آن

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه