بسوی خدا می رویم با حج صفحه 144

صفحه 144

قدری استراحت کنیم. از درهای اطراف مسجد سیل جمعیت سرازیر است؛ زن و مرد، پیر و جوان، سیاه براق، و سفید شفاف ...

چشم ها به سوی کعبه و دست ها به طرف آسمان و دل ها پر از خشوع و ایمان است. در میان جمعیت تخته های حامل بیمارها که روی دوش و سر حمال ها حمل می شوند دیده می شود. بعضی با چهره زرد و اندام لاغر و مأیوس از زندگی بالای تخته نشسته اند، و چشمان کم نور خود را به سوی آسمان و خانه خدا می گردانند. بعضی خفته و مشرف به موتند. بعضی یکسره چشم از دنیا و امید به رحمت خدا بسته، جنازه اش را طواف می دهند. خواجه های حرم با قدهای بلند و عمامه و لباس های سفید و گونه های پرگوشت چروک دار و بی مو، با وقار مخصوصی جاروب ها به دست دارند و مراقب نظافت مسجدند. کثرت جمعیت اعراب بیابانی و حجاج آفریقایی و جاوه ای که بی اعتنای به نظافتند، کار نظافت را مشکل ساخته است. اطراف مسجدالحرام هم وسائلِ آب و طهارت آن طور که باید فراهم نیست!

این چهار دیوار که با سنگ های سیاه بالا آمده، و قسمت بالای آن را پرده ای پوشانده است، خانه خداست! خانه ای است که به دست ابراهیم و اسماعیل ساخته شد و چهل قرن از تاریخ بنای آن می گذرد! همه دستگاه ها و بنیان ها مثل برف در مقابل حوادث تاریخ ذوب شده، این بنا چون کوهِ استواری باقی است!

آن روز در میان این دره جز این بنا نبود و سال ها گذشت تا آن که خانه ها ساخته شد و شهری پدید آمد، چند بار پیش از اسلام و بعد از آن

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه