بسوی خدا می رویم با حج صفحه 149

صفحه 149

برخیز تا به عهد امانت وفا کنیم تقصیرهای رفته به خدمت قضا کنیم

بی مغز بود سر که نهادیم پیش خلق دیگر فروتنی به در کبریا کنیم

دارالشفای توبه نبسته است در هنوز تا درد معصیت به تدارک دوا کنیم

روی از خدا به هر چه کنی شرک خالص است توحید محض کز همه رو در خدا کنیم

چند آید این خیال و رود در سرای دل تا کی مقام دوست به دشمن رها کنیم

چند قدمی که نزدیک رفتیم، بدن با تابش آفتاب خو گرفت و پا با سنگ های داغ آشنا شد! خود را به حجرالأسود نزدیم کردیم و در دایره طواف درآمدیم. پس از آن به مقام ابراهیم نزدیک شدیم؛ (وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ إِبْراهِیمَ مُصَلًّی) اینجا محلی است که ابراهیم برای خدا قیام کرد و ما هم با قیام نماز از آن قائم پیروی می نماییم.

سعی و هروله

آن گاه از طرف باب الصفا که راه طرف منزل است، خارج شدیم، چون خود سرگرم سعی نیستیم وضع عمومی سعی کنندگان بیشتر جالب است. در اوائل، محل سعی فضایی از هر طرف باز بوده ولی فعلًا دکان ها از دو سمت آن را تنگ نموده و از بالا هم بیشتر آن پوشیده شده و

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه