بسوی خدا می رویم با حج صفحه 153

صفحه 153

نگرفته است. هر چه در این اسرار این ترکیب اجتماعی حج بیندیشیم به عمق آن نمی رسیم! چیست آن نیرویی که این مردم و عناصر مختلف را با هم ترکیب نموده و چه آثار و خواصی از این ترکیب ظاهر می شود و این حرکات طواف و سعی تا چه حدّ روح اجتماع و فرد را برای همیشه پیش می برد، از حوصله فکر و چشم انداز عقل ما بیرون است.

هوا گرم، راه دور و فکر خسته است، باید به منزل برگردیم. از میان جمعیت سعی کنندگان بیرون آمدیم و عرق ریزان به طرف منزل می رویم.

خاطرات دو مسجد؛ جنّ و رایه

عصر است، درّه مکه را سایه گرفته، اندکی هوا ملایم شده است. از آثار کوه و دشت اسرارآمیز مکه آنچه در دسترس است و می توان به سهولت و از نزدیک مشاهده نمود، قبرستان تاریخی مکه است که به نام های مختلف اسم برده می شود؛ قبرستان قریش، ابوطالب، بنی هاشم، المعلاه. به طرف شمال شرقی مکه به راه افتادیم. از کوچه های سراشیب و پرجمعیت گذشتیم تا به خیابان های مسطح و باز وسط وادی رسیدیم. در طرف غرب خیابان به مسجدی رسیدیم که مردم برای نماز و وضو در آن رفت و آمد داشتند. ساختمان آن چهار دیوار ساده و سرپوشیده مختصری است که بر ستون هایی قرار گرفته و محلی برای وضو و تطهیر دارد. فرش آن چند قطعه حصیر است. این سادگی در تمام مساجد حجاز دیده می شود. در نزدیکی آن نیز یک مسجد دیگر

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه