بسوی خدا می رویم با حج صفحه 159

صفحه 159

مغفرت می نمود و با آنان سخن می گفت. این قبرستان کهن، از زمان جاهلیت تاریک عرب تا فجر و طلوع اسلام را از مقابل چشم می گذراند؛ مردمانی در این دامنه در زیر توده های خاک ختفه اند! که دچار تاریکی دیجور بت پرستی و عصبیت ها و جنگ ها و نخوت های جاهلیت بودند. چند روزی در میان گردبادهای شهوات و طوفان های جاهلیت به خود پیچیدند و رفتند؛ تا زمان عبد مناف و عبدالمطلب که آثار فجر و طلوع اسلام را در افق تاریک دیدند؛ تا ابی طالب و خدیجه که نور وحی را مشاهده کردند و خود برقی بودند که راه را روشن و در آن سمت افق غروب کردند؛

آن که آمد در غم آبد جهان چون گردباد یک دو روزی خاک خورد، آخر به خود پیچید و رفت

یاد آن کس خوش که چون برق از گریبان وجود سر برون آورد و بر وضع جهان خندید و رفت

علائم و آثاری برای شناختن قبور باقی نیست. علاوه بر آن که ساختمان ها و گنبدهای تاریخی را از میان برده اند، کاشی های ظریف و سنگ ها را نیز درهم شکسته اند! با انضمام قطعه سنگ ها بعضی از خطوط، که آیات قرآن و نام صاحب قبر است، خوانده می شود! می گفتند: این قبر عبدالمطلب، آن قبر ابی طالب و آن طرف قبر خدیجه است.

بالای هر قبری خاطراتی برانگیخته می شود:

عبدالمطّلب پیرمرد بزرگوار و کریم مکه بود که نواده یتیم خود را در جایگاه مخصوص خود می نشاند و با آن طفل مانند یک مرد

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه