بسوی خدا می رویم با حج صفحه 163

صفحه 163

منتظر بودیم بدانیم از این ملاقات برای امور بین المللی- اسلامی یا اصلاح امر حاج و حجاج ایرانی چه نتیجه ای گرفته اند، ولی بیشتر تعریف اتاق و خانه و کیفیت پذیرایی بود! یکی از ملاقات کنندگان می گفت:

«جات خالی بود فلانی، هوای اتاق ولیعهد مثل دربند خنک بود!»

حرکات بعضی از همراهان چنان زننده بود که مأموران سعودی را متوجه خود می کرد. چه باید کرد؟! آفت بیشتر به میوه های شیرین می رسد!

ظهر شد و بانگ اذان از دل مسجدالحرام برخاست! دو اثر صفوف در مدت چند دقیقه پشت هم منظم گردید. مسجد تا راهروها پر شد. بعضی از مأموران که وظیفه شان مراقبت از آیت الله بود از همین جا اقتدا کردند. به جا بود، چنان که در دستورات ائمه طاهرین: هست، ما هم به صف جماعت می پیوستیم! ولی نشستیم تا نماز تمام شد. بعضی از مأموران با تعجّب نگاه می کردند. از آیت الله درخواست نمودم که بلافاصله برای نماز برخیزند و ایشان برخاستند. عدّه ای از حجاج ایرانی هم با ما به راه افتادند. مأموران انتظامی سعودی هم راه باز می کردند. وارد مسجد شدیم. عده ای از حجاج مصری و غیر مصری ایستاده، تماشا می کردند. ما مشغول نماز شدیم. حجاج آیت الله را به یکدیگر نشان می دادند؛ از این توجه و احترام و نام و آوازه برای نزدیکی مسلمانان و از میان رفتن سوء تفاهمات، استفاده های خوبی ممکن بود برده شود، ولی ایشان دچار نقاهت و فشارهای فکری

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه