بسوی خدا می رویم با حج صفحه 195

صفحه 195

دست و پای فرزند عزیز را با طناب و چشمان سیاهش را با دستمال بست و کارد تیز بر گلویش نهاد:

«فَلَمَّا أَسْلَما وَ تَلَّهُ لِلْجَبِینِ وَ نادَیْناهُ أَنْ یا إِبْراهِیمُ قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْیا ...»(1)

مقصود همین تسلیم محض در برابر اراده و فرمان حق بود. خواب برای ظهور همین حقیقت بود در عالیترین و مهیب ترین صورت! پس خواب را که از رؤیای صادقه و ظهور نفسی ابراهیم بود، در خارج آنطور که باید صدق داد؛ «قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْیا ...» و گوسفند فدای اسماعیل گردید.

کسانی حق دارند مادون را فدای خود کنند که خود فدای مافوق شوند. دیگران بنا حق حیوانات را قربانی خود می کنند. فداکاری و فدا شدن، ناموس بقا و کمال است. عناصر در جسم نباتات فدیه و فانی می شوند تا خود را به صورت برتری می رسانند. نباتات در هاضمه حیوانات و حیوانات قربانی انسان می شوند. انسان در اراده حق باید فانی شود و برای خیر کلّی قربان گردد تا به صورت عالی کمال درآید.

از پای تا سرت همه نور خدا شود چون در ره خدای تو بی پا و سر شوی

از جمادی مردم و نامی شدم وز نما مردم ز حیوان سر زدم

1- صافات: 105- 103

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه