بسوی خدا می رویم با حج صفحه 206

صفحه 206

وقتی شرح دستبردهای دیده و شنیده را نقل می کردند، رییس گمرک فرودگاه جده به یادم آمد که با شدت عصبانیت گفت: اینجا حرامزاده نیست!

با وجود همه اینها امنیت حجاز را با مردم مختلفی که به آنجا می آیند، در هیچیک از نقاط دنیا نمی توان سراغ گرفت. این همه ماشینها که مانند سیل به طرف عرفات و منا حرکت می کنند، هیچ تصادف ماشینی شنیده نشده! بعضی از رفقای هم ماشین، از مشاهدات و رنج میقات جحفه و ادراک مرتبه دوم موقف مشعر، خبرها نقل می کرد. دیگری از تلفات و بیمارها خبر می داد. سوّمی از مشاهداتی که هنگام اعمال، از بعضی عوام دیده بود، کارهای خنده آور، نقل می کرد؛ از جمله می گفت: در رمی جمرات بعضی عوام ها پس از به هدف زدن هفت ریگ، چند عدد سنگ بزرگ برمی داشتند و با غیظ و خشم به طرف جمره با جمله: «برو گم شو پدر سوخته»، «روح ملعون الوالدین» و «گِتْ کُپَکْ اوغْلُو» پرت می کردند.

نزدیک غروب روز دوازدهم است. در منزل مکه درهای اتاق را از دو سمت باز نموده ایم. هوا بشدّت گرم است. تراکم حجاج و رفت آمد این چند روزه، علاوه بر گرما، فضا را آلوده نموده و از کوچه های مکه بوی زننده ای به مشام می رسد.

نزول باران رحمت

پیشتر از حجاجی که از مکه برمی گشتند، تعریف باران روزهای آخر حج را شنیده بودم. می گفتند: اواخر ایام حج معمولًا بارانی می آید!

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه