بسوی خدا می رویم با حج صفحه 214

صفحه 214

است که معلوم نیست تا کی تمام شود؟! بیشتر راه ساحلی است که راه صاف و زمین محکم می باشد. از رابغ، از ساحل به طرف شرق دور می شود و راه شنزار و سنگستان است. آقای شوفر مطالبه بخشش دارد. رفقا صلاح دانستند نزدیک مدینه بخشش کنند، بعضی هم تندی کردند که همین موجب نگرانی و اوقات تلخی خانم شوفر و عذاب ما گردید!

من گمان می کردم تنها رجال و سیاستمداران ایرانند که افسارشان به دست خانمهاست! این زن سیاه عرب نیم متجدد که گویا این جوان شوهر چندمی اش باشد، چنان بر این شوفر عرب سوار است که بیچاره از خود اراده ای ندارد؛ اینجا بایست، می ایستد! حرکت کن، حرکت می کند! اختیار همه ما، با چرخها و رلِ ماشین است و اختیار ماشین به دست شوفر است و اختیار شوفر به دست این زن! از اینجا هر چند فرسخ، ماشین پنچر می شود. کار نمی کند و خراب است! تندی و تهدید اثری ندارد، با آن که این ماشین ها دولتی است و باید برای رساندن حجاج با شتاب برگردد!

راهی که خاطره مجاهدان صدر اسلام را زنده می کند

سواره و پیاده شدن و نشستن و خفتن در این بیابان ها، مجاهدان و مهاجران صدر اسلام را به یاد می آورد که برای پیش بردن حق و نجات خلق، در این بیابانها چه روزها و شب ها را پیاده و سواره گذراندند و رنج تشنگی و گرسنگی را متحمّل شدند!

در این راه، میان مکه و مدینه، که راه رسمی آنروز بوده، پیامبر

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه