بسوی خدا می رویم با حج صفحه 218

صفحه 218

قسمت کوههای بلند ولی بی دنباله و جدا جدا زیاد است. این کجا و آن کجا؟!

در تمام طول راه، هر جا ماشین توقف می کند عدّه زیادی اطفال برهنه و زنها مثل حشرات از زیر سنگها و بوته ها به سوی ماشین رو می آورند! اینها چگونه زندگی می کنند و ناگهان از کجا سبز می شوند؟! چند شعر و چند جمله دعا و قسم از آباء و اجدادشان برای اینها مانده تا در موسم حج، به آن وسیله گدایی کنند. مسافت ها نفس زنان در دو سمت ماشین می دوند. کسانی که مطلّع بودند، می گفتند: اینها از رسوم اوّلیِ زندگی و آداب دین، بکلّی بی بهره اند! هزارها مانند حیوانات، در میان سنگ و غار کوهها زندگی می کنند. اگر حیوانی صید کردند و غذایی به دست آوردند، چون سباع می غرند و از دست هم می قاپند. مردهای اینها یا در نظام خدمت می کنند و یا کشته شده اند!

آیا وسیله زندگی و کار و تربیت برای اینها نمی توان فراهم نمود؟

آیا قابل تربیت نیستند که هم خودشان از این وضع رقت بار بیرون آیند هم به کشورشان خدمت کنند و هم آبروی مسلمانان را در مهد اسلام حفظ نمایند؟

آنچه از وضع مردم تیره بخت مرکز اسلام و توحید شنیده و می شنوید، در نظر داشته باشید و این دو خبر را هم بشنوید:

* یکی از رجال مقیم می گفت: ولیعهد سعودی فقط سیصد ماشین سواری دارد که بیشتر آنها از جعبه بیرون نیامده است!

* مجله «المسلم» در شماره ششمِ سال دوم، از روزنامه «روز

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه