بسوی خدا می رویم با حج صفحه 221

صفحه 221

در مسجد شجره (ذوالحُلیفه) آب و درختی به چشم آمد. پیاده شدیم وضو گرفته نماز گزاردیم. از اینجا ماشین بالا هر بلندی که می رسد، چشمها متوجه بیابان است تا هر کس زودتر گنبد و مناره روضه النبی- ص- را به دیگران نشان دهد.

گنبد در حاشیه دور افق، در میان نخلستان به چشم آمد! صدای صلوات و سلام از میان ماشین ها با فاصله های دور و نزدیک به گوش می رسد. اولین چیزی که در ابتدای شهر جلب نظر واردان را می نماید ساختمان آجریِ بلند و وسیع است که در کنار شهر قرار گرفته و با دیگر ساختمانها جور نمی آید. این ساختمان ایستگاه راه آهن است که زمانی حجاز را به شام متصل نموده بود. بعد از جنگ بین الملل که دولت عثمانی تجزیه شد از میان رفت و بقیه آن در حکومت سعودی برچیده شد. مردمانِ با اطلاع می گفتند این حکومت صلاح خود نمی داند که راه جزیره به کشورهای اسلامی باز و گشوده باشد، تا در ماوراء سواحل دریای شن با خاطر جمع بسر بَرَد!

محّله نُخاوله

ماشین ما را در میان خیابانهای غیر منظم و خاکی، به سمت جنوب شهر برد و در وسطه کوچه وسیعی نگاه داشت. اینجا محله «نُخاوله» است. پسر عموی مجاهد، مرحوم حاجی سید محمدتقی طالقانی که چندی قبل آرزوهای اصلاحی خود را به خاک برد، وقتی از ورود ما مطلع شد، به سراغمان آمد و اثاث را دستور داد به منزل یکی از شیعیان

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه