بسوی خدا می رویم با حج صفحه 228

صفحه 228

من دود از دلشان برخاسته و اشکشان جاری شده است. این سؤال که از زبان شیخ عذری مطرح شده، به خاطرشان آمده!

ألأیّ الأُمور تدفن نسراً؟

أمْ لأیّ الامُور تجهل قدراً؟

أَمْ لأیّ الأمور تخفی قبراً؟

أم لأیّ الأُمور تظلم جهراً؟

بضعه المصطفی و یخفی سراها! بیش از همه، در نیمه شب، سینه علی- ع- جوشید و از دریچه چشمش بخار قلبش جاری شد؛ که دختر پیامبر را میان خاک جای داد و قبر را با زمین یکسان نمود! در آن نیمه شب، فقط چشمان علی- ع- و عده ای از بنی هاشم، و چشم ستارگان این منظره را دید!

آفتاب بالا آمده و در محیط قبرستان، سایبان و دیواری نیست. مأموران سعودی هم نمی گذارند حجاج در غیر ساعات معین توقف نمایند. زنها را هم به داخل قبرستان راه نمی دهند! زنهای ایرانی و غیر ایرانی پشت دیوارهای قبرستان و در باغ مجاور جمع شده، و از سوز جگر گریه می کنند. نمی دانم چه خاطراتی در ذهنشان خطور می کند؟!

به سوی حرم پیامبر- ص-

از بقیع بیرون آمده در کوچه های غربی و شمالی به سوی حرم نبوی روان شدیم، چون نزدیک وسط روز است، فشار جمعیت کمتر است. مقابل قسمت شمالی ضریح رسول اکرم، قسمتی است که بعضی از مردم به نام «قبر فاطمه» زیارت می کنند، آنچه مسلم است این قسمت، خانه یا حجره زهرا- علیهاالسلام- بوده است. ضریح

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه