بسوی خدا می رویم با حج صفحه 239

صفحه 239

بعضی نشسته و عدّه ای پشت سر هم ایستاده و قد می کشند و به یکدیگر محمد- ص- را نشان می دهند وارد ش. طبق را مقابل میهمان گذارد.

حضرت پرسید: این چیست؟

عرض کرد: شنیده ام غریبهایی هستید که در این سرزمین وارد شده اید، برای شما صدقه آوردم! آنگاه کنار ایستاد و به جزئیات حرکات و گفتار و چهره محمد- ص- دقت کرد. در این هنگام حضرت روی به اطرافیان نمود، فرمود: «نام خدا بر زبان آورید و بخورید، اما خود از خوردن دست نگاه داشت!»

سلمان با زبان فارسی، که در آن مجلس کسی نمی فهمید، گفت: این یکی! سپس بیرون رفت وب از طبقی از خرما آورده، نزد آن حضرت نهاد. پیامبر فرمود چیست؟

عرض کرد: چون دیدم از صدقه نخوردی هدیه آوردم.

آن حضرت رو به اصحابش نمود و فرمود: «به نام خدا بخورید و خود نیز خورد»

سلمان دو انگشت را بر هم نهاد و به فارسی گفت: این دومی! آنگاه برگشت پشت سر آن حضرت، پیراهن از شانه اش کنار رفت. خال درشتی که روی شانه پیامبر بود برای سلمان نمایان شد، شانه و نشانه آن حضرت را بوسید و خود را شناساند و اسلام آورد. پیامبر- ص- به آزادی و سرفرازی نویدش داد؛ سلمان نماینده ایران بود که هنگام بسته شدن و تشکیل هسته مرکزی اسلام در قبا جزء سلول های اول این ترکیب حیاتی گردید تا ایرانیان پاک، اسلام را از خود بدانند و چنانکه از

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه