بسوی خدا می رویم با حج صفحه 256

صفحه 256

هر چه هی می زد شتر به دور خود می گشت و پیش نمی رفت! فریاد می زد: کوچ کنید. برخیزید.

من خود را گرم و چابک می دیدم و به وضع درهم و برهم و رسوای آنها می نگریستم. کسی به کسی نبود. جامه ها به سر کشیدند و بار و بنه سبک را برداشته کوچ نمودند! من نیز برگشتم رسول خدا- ص- را خبر دادم:

«اذکروا نعمه الله علیکم اذ جائتکم جنود فأرسنا علیهم ریحا وجنوداً لم تروها ...»

پس از این شکست جنگی و سیاسی و بادی! دیگر اجتماعی برای کفر پیش نیامد و مدینه مورد حمله نگردید.

این مسجد فتح که ما در این شبِ تاریک در آن ایستاده و اطراف آن را، در شعاع نور ستارگان، می نگریم، به یاد آن روز و آن فتح بزرگ است؛ چند مسجد دیگر در نزدیکی این مسجد، به نام مسجد علی و مسجد فاطمه و بنام دیگر صحابه بالای مرتفعات سنگی برپاست که گویا به یاد همین فتح و نجات مسلمانان ساخته شده است.

در تاریکی شب، میان سنگلاخ، در هر یک از این مساجد نماز گزاردیم و به منزل بازگشتیم.

وضعیت شیعیان مدینه

شیعیان نخاوله زندگی رقت آوری دارند و بیشتر مردمان عفیفی هستند که به باغداری و کشاورزی مشغولند و با دسترنج خود روزی به دست می آورند. در ایام حج هم خانه های خود را به شیعیان اجاره

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه