بسوی خدا می رویم با حج صفحه 264

صفحه 264

سخت دولت سعودی و رئیس فرودگاه، تصور آن که پس و پیش شود نمی رود. پس مطلب از چه قرار است؟

اگر آب به اندازه کافی نیست. اگر مستراح هیچ وجود ندارد. اگر از غوغای جمعیت و گرمی هوا و فریادهای متوالی بلندگو، خواب نیست! باز بسیار شکرگزاریم که سالمیم و برنج هم به اندازه کافی داریم.

منظره دلخراش بیمارها و قیافه افسرده کسانی که حدس می زنند تا یک ماه در اینجا باشند، موجب تسلیت است. هواهم گواهی مانند مأمورین دولت حجاز، چهره خشک و خشمگین نشان می دهد و از حرکت و بخشش امساک می کند! گاهی نسیم مرطوبی از سطح دریا می فرستد.

بلندگو نام هر کس را اعلام می کند؛ مانند محبوسی که پاسبان زندان برای آزادی، نامش را می برد، با شتاب چمدان را برمی دارد و می دود.

هر طیاره ای که پرواز می کند، سرنشینانش مرغی را می مانند که از قفس آزاد شده و دیگران از نظر حسرت به آنها می نگرند!

زیر سایبان محوطه فرودگاه تماشایی است! ایرانی، هندی، چینی، ترک، عرب، آفریقایی و ... دسته دسته با اثاث نشسته اند؛ هر دسته با لغتی سخن می گویند و آداب و غذای مخصوصی دارند.

در گوشه و کنار این جمعیت سیاههای برّاق؛ مانند خال، در چهره این اجتماع جالبند. اینها دور هم چندکی می نشینند با لغت مخصوصی شمرده شخن می گویند. هنگام سخن گفتن، دندانهای سفید و شفاف

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه