بسوی خدا می رویم با حج صفحه 81

صفحه 81

نورالله گنجی و آقا میرزا رجبعلی منزه شهمیرزادی که به وسیله بذل ایشان مستطیع شدم و آقای علی اکبر بوستان قناد، عازم حرکت شدیم، هوا گرم است و مزاج ما و عموم ایرانیان با گرمای عربستان سازگار نیست ولی عشق وعلاقه و مسئولیت در مقابل وظیفه، مشکلات را آسان می کند.

دوستان، خویشان، زن و بچه، برای بدرقه آمده اند. هر چه وقت حرکت نزدیک می شود عواطف رقیق تر و هیجان و احساسات بیشتر می گردد. در میان این امواج احساسات گرفتاریم، و باید از یک یک وداع کنیم و به درخواست ها و التماس دعاها گوش بدهیم. در این موارد محرومیت ها و آرزوهای مادی و معنوی در خاطرها خطور می کند؛ هر یک با لحنی درخواست دارند که در مواقع استجابت بر ایشان دعا کنیم. بچه ها می خواهند با ما بیایند، بعضی روی صندلی ها برای خود جا گرفته اند! بچه ای است در آتش تب می سوزد و از خلال ماشین ها و دست مادر و خواهر می گریزد که خود را به اتومبیل برساند و سوار شود که با من بیاید. سفر عجیبی است، شاید آخرین دیدار خویشان و دوستان باشد و مرگ دیوار بلندی میان ما بکشد و با قیچی خود، برای همیشه رشته های عواطف و محبّت را قطع کند. در میان جاذبه های گوناگون گرفتاریم. این حالت بی شباهت به حال احتضار نیست که شخص دچار کشاکش و میان سرحد دنیا و آخرت و علاقه های مختلف گرفتار است، قایق زندگی گاهی دچار امواج مخالف موت و حیات است گاهی در کنار ساحل حیات اند کی مستقر می شود باز امواج آن را

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه