بسوی خدا می رویم با حج صفحه 86

صفحه 86

گرفته و خشن صاحبانش در بازار می پیچید و خمیازه خواب واپسین و جنبش زندگی نو شروع شد. بانگ اذان از بالای گلدسته ها تجدید حیات را اعلام نمود. درهای صحن به روی مشتاقان خسته باز شد. اثاث را به کسی سپردیم و ما هم جزو افواج زائران به طرف صحن به راه افتادیم و شستشو کردیم، وضو گرفتیم و وارد حرم شدیم. نور چراغ ها و روشنی صحبگاه مخلوط شده، نسیم بین الطلوعین با نسیم بادبزن ها با هم درآمیخته، نور ایمان از چشم ها و چهره ها می درخشد. اینجا سرحد میان صورت و معنا و آخرت و دنیاست و مدفع دو شخصیت است که رابط خلق با خالقند. رفتار و گفتارشان رشته های نوری است که وابستگان را از سقوط در تاریکی های دنیا بالا می آورد و به سطح عالی بهشت می کشاند. اینجا هم یکی از دریچه های بهشت است که نسیم رحمت و مغفرت از آن می وزد. ما هم مثل جمله آلودگان، خود را در آن معرض آوردیم. به پیشگاه آنان سلام کردیم و از خداوند طلب مغفرت و خیر نمودیم و در ساحت جلالش سجده کردیم و نماز خواندیم. خستگی ها و کدورت ها تخفیف یافت. بانشاط و روح تازه بیرون آمده وارد زندگی جدید شدیم. در یکی از مهمان خانه ها منزل گزیدیم. همه حجاج ایرانی که مثل ما تذکره عراقی دارند، در کاظمین جمعند تا تذکره ها را به ویزا رسانند و وسیله حرکت فراهم کنند.

سرگردانی و تحیّر در میان زائران

در این بین شنیدیم که عدهّ ای از حجاج ایرانی چون از اجازه

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه