بسوی خدا می رویم با حج صفحه 99

صفحه 99

برای ویزا جمع می کردند اگر بیماری بود، به بیمارستان ها می بردند. وسیله طیّاره و کشتی برایشان فراهم می ساختند. مقابل آن ها ایرانی ها هر چه تصور کنید بی سر و سامان بودند. نه کسی به سراغشان می آمد و نه اتحاد و یکرنگی داشتند. اوّل طلوع فجر و هنگام ظهر و مغرب نماز جماعت آن ها در مسجد و محوطه حیاط برپا بود، با آن که عدّه ای از علما در میان ایرانیان بود، عموماً متفرق و فرادا نماز می خواندند، در عوض بازار نوحه گری و دم گرفتن گرم بود. گاهی ترک ها و اهالی بیروت از صدای گریه جمع می شدند و به گمان آن که حادثه ای روی داده، با تأثّر می پرسیدند چه پیش آمده؟ حساب آن که ما در یک کشور نیم اروپا و نیم اسلامی و در میان مسلمانان دیگر هستیم در بین نبود!

ساحل مدیترانه

ساحل دریا تماشایی است. به واسطه پیچیدگی کوه و دریا، قسمت شرقی ساحل و شهرها و قصبات پیداست. شناوران جوان و بچه، در تمام ساحل دسته دسته، فرد فرد یا برای تفریح و ورزش یا برای صید جانورهای دریایی، از صبح تا شب مشغول اند. ماهی در این سواحل دیده نمی شد. بعد از چند دقیقه که به عمق آب فرو می رفتند، جانورهایی را از میان سنگ ها و خزه ها بیرون می آوردند که هیچ ندیده بودیم و برای تقسیم آن میان اطفال جنگ درمی گرفت؛ بعضی از این جانورها به اندازه گردوی درشت و شبیه به خارپشت بود که بعد از مدتی در خارج آب، خارهای اطراف حرکات منظم می کرد. با چاقو

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه