- مطلع 1
- مقدمه 10
- هدفها 12
- اتحاد و یگانگی 12
- تعالی روحی و معنوی 17
- تجدید ساختار 20
- حجاز، سرزمین اسلام 31
- شهر مکه 36
- اشاره 37
- مسجدالحرام 37
- کعبه 39
- مقام ابراهیم 40
- حجرالاسود 40
- صفا و مروه 41
- چاه زمزم 41
- حجر اسماعیل 41
- مساجد مکه 42
- اماکن مقدّسه 42
- کوههای مکه 44
- جراید 45
- اشاره 45
- دانستنیهایی از شهر مکه 45
- مدارس مکه 46
- اجرای حدود 46
- کتابخانهها 46
- جده 47
- در هواپیما 49
- آغاز سفر 49
- در مدینه 55
- مسجدالنّبی 56
- بقیع 59
- احرام 68
- میقات 71
- طواف بر گرد کعبه 100
- نماز طواف 102
- طواف من 103
- وقوف در عرفات 108
- عمره تمتع یا زیارت خانه خدا 109
- عرفات من 119
- مشعر الحرام 120
- از عرفات به مشعرالحرام 126
- منی قربانگاه و سرزمین ذبح اسماعیل 131
- منای من 135
- سخنی از امام صادق (ع) درباره حج 148
- سخنی درباره شیخ شلتوت 151
- واقعیات و اسرار حج 155
- اعمال عمره مفرده 165
- اعمال حجّ تمتّع 165
- منشور چهاردهگانه اسلام 166
- پی نوشتها 170
عرفات من
روز هشتم ذیالحجة الحرام به اتفاق همراهان و عزیزان و برادران به عرفات رسیدیم. با همان حال زیر چادرهای کاروان قرار گرفتیم. محبتهای دوستان مرا هر آن امید تازهای به زندگی میبخشید و با خود میاندیشیدم که چگونه این خوبیها و محبتهای عزیزان را جبران کنم اما آنها بزرگتر از آن بودند که از من انتظار جبران خوبیها را داشته باشند. به هر حال آن شب باعظمت برای ما گذشت.
پس از صرف شام، خواندن دعای معروف سفره به من محول شد، آن دعای همیشگی را خواندم. در حالی که پای چپم در داخل گچ و تمام و یا بیشتر بدنم مجروح بود، به یاد همه دوستان شب را به صبح رسانده و فردای روز نهم از ظهر شرعی نیت وقوف در عرفات کردیم و تا غروب آفتاب در آن محل ماندیم. روحانی کاروان با صدای گرم و دلنوازش دعای عرفه را که از دو لب مبارک امام حسین علیه السلام در صحرای عرفات جاری شده بود بیان و ترجمه و تفسیر کرد. آن روز گذشت و ما نیز برای رفتن به مشعر آماده شدیم.