حج و مهدویت صفحه 129

صفحه 129

موعظه می‌کنم که از بی‌خبران نباشی. ای عمو! به درستی که پدرم (ع) پیش از آنکه به سوی عراق حرکت کند، به من وصیّت کرد و ساعتی پیش از شهادت با من در این‌باره عهد بست و سلاح رسول خدا (ص) نزد من است. پس متعرّض آن مشو. وگرنه می‌ترسم عمرت کوتاه و حالت دگرگون شود. بی‌شک خداوند تبارک و تعالی عهد فرموده است که امامت و وصیت را فقط در نسل حسین (ع) قرار دهد. اگر قبول نداری بیا برویم نزد حجرالأسود تا از آن طلب حکم کنیم» .

امام باقر (ع) فرمود:

کلام میان آن دو در مکه بود تا اینکه نزد حجرالأسود رفتند. حضرت سجاد (ع) به محمدبن‌حنفیه گفت: «ابتدا شما به درگاه خداوند ناله و ابتهال کن و بخواه که حجر را برایت به نطق آورد. سپس من درخواست می‌کنم» . محمد ناله و ابتهال و درخواست کرد، ولی هیچ جوابی از حجر نشنید.

حضرت فرمود: «ای عمو! بی‌شک اگر تو وصی و امام بودی، حتماً جوابت می‌داد» . محمد گفت: «ای پسر برادرم! حال تو بخواه» . پس آن حضرت دست به درگاه خداوند شد. سپس خطاب به حجر گفت: «تو را قسم به آن خدایی که در تو میثاق انبیا و اوصیا و همه مردم را قرار داد که با زبان عربی مبین بگویی وصی پس از حسین‌بن‌علی کیست» .

پس حجر آن چنان به جنبش آمد که نزدیک بود از جا کنده شود. سپس خداوند آن را به زبان عربی گویا کرد. پس گفت:

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه