گلچین شعر حج صفحه 126

صفحه 126

بی دهان نوشند شربتهای زجان‌بی قدم سوی قِدَم دایم روان

بی سِلاحی گردن خصمان زنندبی لَهَب صد نار در هر جان زنند

بی فَرس بر فارسان تازند سخت‌اشقیا را بی غرض بخشند بخت

بی پَر و بالند پرّان سوی قاف‌بی سر و بی پا همه اندر طواف

از خدا دارند نَهَ از خود طَوف رادر چنان امنی نیابی خَوف را

*** 292

چون خلیلند آن نَفر، شد دود و ناربر همه ریحان و باغ و سبزه زار

عین آتش گلشن و ریحانشان‌قعر دوزخ حوری و رضوانشان

رَو خلیلی شَو که تا نار بلاسوی این خوانت زَند دایم صَلا

انبیا را ز آن فزونست این عَناکاین عَنا بختست و شاهی و کیا

*** 340

تا به سوی کعبه جانها خَفیرگردد این نظم لطیف دل پذیر

کعبه جانها ملاقات خداست‌آنچنان کعبه درون اولیاست

پس ترا در جان سفر باید که تارو نماید آنچنان کعبه ترا

بس درازست این سفر کوتَه کُنم‌سوی منزل بی حجابی ره کُنم

حاجیان عشق را کعبه خداست‌آنکه این ره را گشاید پیشواست

پیشوایی این بود کز تو روان‌گردد از گرداب تن چون جو روان

نقدِ خود کُلّی بیابد زین طلب‌گرددش حاصل در آن ره وصل ربّ

هر که گردد واسطه این خیر راسهل گرداند سوی حج سَیر را

پس ثواب این شود عاید بدوفهم این سِرّ کُن ز جان و دل نکو

این چنین خیری نیامد در جهان‌از کسی اندر زمین و آسمان

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه