- مقدمه 1
- منصور حلاج 1
- فرخی سیستانی 9
- ناصر خسرو 14
- سنائی 27
- خاقانی 43
- عراقی 78
- سعدی 79
- مولانا جلال الدین محمد 83
- سلطان ولد 125
- شیخ محمود شبستری 129
- جامی 129
- مولانا ملاحسین کاشفی 133
- بدری کشمیری 135
- فیاض لاهیجی 137
- ناظم هروی 148
- فیض کاشانی 148
- همای شیرازی 155
- نیاز جوشقانی 155
- جیحون یزدی 164
- مهدی الهی قمشهای 176
- پروین اعتصامی 186
- امام خمینی (قَدَّس اللَّه سرّه) 189
- خوشدل 192
- امید مجد 211
- نمایه 228
- پی نوشت ها 250
سر بسر قبله ست و کعبه ذات اوبد مبین او را چو حق کردش نکو
کعبه از آن رو شد عزیز اندر جهانکه بنایش کرد مرد راه دان
ساخت ابراهیم آن را با صفااز برای امتان مصطفا
تا که گردد مؤمنان را قبله آنسوی آن باشد نماز و سجده شان
چون از او شد کعبه در عالم عزیزهمچو جان اندر بنی آدم عزیز
او چسان باشد، عجب، یاربّ، چسانچون ازو شد کعبه قبله مومنان
باشد او باقی چو جان و کعبه جسمباشد او همچون مُسَمّی کعبه اسم
شرح حال او نگنجد در زبانغیر حق نشناسد او را کس عیان
هر کس او را کی تواند قبله کرداین نصیب او بود کِش هست درد
درد عشق حق نه درد آب و نانکاو نخواهد غیر حقّ را در جهان
پرده سوز راه حق دردست و بساندرین ره درد در خوردست و بس
هر که بی دردست او افسرده استگر چه زنده مینماید، مرده است
همچو دنیا پرده خالق بودپرده کی از حُسن حق آگه شود
آنکه او طالب بود دیدار اومینخواهد غیر آن دلدار را
جمله «لا» باشند و «الا» حق دروزو نماید در جهان بی پرده رو
جز خدا در وی نباشد هیچ چیزاز بد و نیک و از خوار و عزیز
ما سِوَی اللَّه چون نماند، اللَّه بُودبنده چون از خود فنا شد، شه شود
چون مقام اینجا رسد جوینده رابیند اندر گفت او گوینده را
جمله اسما از مُسمّاها جداستگرچه در روی زمین و بر سماست
اسم هر چیزی نباشد عین آننام نان باشد جدا از عین نان
کل اشیا همچنین از نیک و بددو بُوَند اسم و مسمّی در عدد
کیک اسمایی خدا نبود چنانیک بود اسم و مسمّی بی گمان
حق تعالی نیست از اسما جداهست اندر اسم پیدا، ای فتی