گلچین شعر حج صفحه 130

صفحه 130

بر آر ای بحر بی پایان ز جود بیکران موجی‌که خلقی تشنه لب مردند بر اطراف ساحلها

*** 72

شرف کعبه بود کوی تو رازادها اللَّه تعالی شرفا

زائر کوی تو از کعبه گذشت‌سر کوی تو کجا کعبه کجا

ساخت همچون مه نو تا شده پیرمیل ابروی توام پشت دوتا

سر من غرقه به خون افتادست‌تا فتادست ز تیغ تو جدا

بی تو با جان دگرم باقی نیست‌جان اگر رفت تو را باد بقا

هر کجا درد دوا نیز بودچو تو بی درد فتادی چه دوا

*** 83

ساقی به جدل حل نشود مسئله مامی‌ده که ز حد می‌گذرد مشغله ما

در راه طلب بادیه کعبه چه باشدصد بادیه کعبه و یک مرحله ما

در راه درآیند همه هرزه درایان‌گر بانگ ورائی رسد از قافله ما

پشمینه سیاه از سبب زلف تو کردیم‌در خرقه به زلف تو رسد سلسله ما

زد از دل ما شعله بر اوج فلک آتش‌شد نورده شمع فلک مشعله ما

ما را گله از خوی تو این است که هر چندکردیم گله گوش نکردی گله ما

جامی مطلب دولت وصلش که برونست‌تحصیل چنین منزلت از حوصله ما

*** 94

به کعبه گرانمای جمال خود ما راز خون دیده کنم لعل ریگ بطحا را

به دور حسن تو از مهرء وفا پرداخت‌شعبد فلک این حقهای مینا را

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه