گلچین شعر حج صفحه 133

صفحه 133

روی اگر نپسندیم سودن به پشت پای خویش‌فرش کن چشم مرا بهر خدا زیر قدم

*** 365

کی بود یارب که رو در یثرب و بطحا کنم‌گه به مکه منزل و گه در مدینه جا کنم

بر کنار زمزم از دل برکشم یک زمزمه‌گز دو چشم خونفشان آن چشمه را دریا کنم

صد هزاران وی درین سو دلبرا امروز شدنیست صبرم بعد ازین کامروز را فردا کنم

یا رسول اللَّه به سوی خود مرا راهی نمای‌تا زفرق سر قدم سازم ز دیده‌پا کنم

آرزوی جنت الماوا برون کردم ز دل‌جنتم این بس که بر خاک درت ماوا کنم

خواهم از سودای پابوست نهم سر در جهان‌یا به پایت سر نهم یا سر درین سودا کنم

هر دم از شوق تو معذورم اگر هر لحظه‌جامی آسا نامه شوقی دگر انشا کنم

*** 414

ای پیر گشته بهر جوانان ز ره مردموی سفید در پی زلف سیه مرو

بنگر مه شباب خود اندر محاق شیب‌زین پیش در نظاره روی چو مه مرو

دنبال قد فراخته طفلان بی گناه‌با قامت خمیده زبار گنه مرو

فکر حساب هر کجی و راستی بکن‌پیش بتان راست قد کج کله مرو

دل پر هوس مزاحمت اهل دل مکن‌بتخانه زیر خرقه سوی خانقه مرو

خواهی به صورت کعبه تحقیق ره بری‌پی بر پی مقلد گم کرده ره مرو

دام حیات جز پی صید کمال نیست‌صیدی نکرده جامی ازین دامگه مرو

*** 12

حبذا قصری که ایوانش ز کیوان برتر است‌قبه والای او بالای چرخ اخضر است

کعبه از سنگست و هر سنگی که در بنیاد اوست‌کعبه آسا مقبلان را قبله گاه دیگر است

*** 85

یارب مدینه است این حرم کز خاکش آید بوی جان‌یا ساحت باغ ارم یا عرصه روض الجنان

کعبه

*** 239

به کعبه رفتم وز آنجا هوای کوی تو کردم‌جمال کعبه تماشا به یاد روی تو کردم

شعار کعبه چو دیدم سیاه دست تمنی‌دراز جانب شعر سیاه موی تو کردم

چو حلقه در کعبه به صد نیاز گرفتم‌دعای حلقه گیسوی مشکبوی تو کردم

نهاده خلق حرم سوی کعبه روی عبادت‌من از میان همه روی دل به سوی تو کردم

مرا به هیچ مقامی نبود غیر تو کامی‌طواف و سعی که کردم به جستجوی تو کردم

به مواقف عرفات ایستاده خلق دعاخوان‌من از دعا خود بسته گفتگوی تو کردم

فتاده اهل منی در پی منی و مقاصدچو جامی از همه فارغ من آرزوی تو کردم

مولانا ملاحسین کاشفی

مولانا ملاحسین کاشفی (سده نهم ف: 910 ه. ق.) مولانا کمال الدین حسین واعظ کاشفی از فاضلان نامی دوره آخر تیموری و معاصر سلطان حسین بایقرا. کاشفی اهل سبزوار است که در هرات به وعظ می‌پرداخته و در علم کلام و حدیث و تفسیر و سایر فنون ادب استادی داشته و در نثر فارسی هنرمنده بوده است. از آثار معروف او کتاب انوار سهیلی، صحیفه شاهی یا مخزن الانشاء، لب لباب مثنوی مولوی، روضة الشهداء، تفسیر مواهب علیه، اخلاق محسنی و اسرار قاسمی در سحر و طلسم است.

*** 51

مال در ایثار اگر گردد تلف‌در درون صد زندگی آید خلف

خود که یابد این چنین بازار راکه به یک گل می‌خری گلزار را

*** 52

حج زیارت کردن خانه بودحج رب البیت مردانه بود

کعبه را گر هر دمی عزی فزودآن ز اخلاصات ابراهیم بود

فضل آن مسجد ز خاک و سنگ نیست‌لیک در بناش حرص و جنگ نیست

بر در این خانه گستاخی ز چیست‌گر همی دانید کاندر خانه کیست

جاهلان تعظیم مسجد می‌کننددر جفای اهل دل جد می‌کنند

آن مجاز است این حقیقت ای خران‌نیست مسجد جز درون سروران

مسجدی کان در درون اولیاست‌سجده گاه جمله است آنجا خداست

کعبه مردان نه از آب و گل است‌طالب دل شو که بیت اللَّه دلست

صورتی کان فاضل و عالی بوداو ز بیت اللَّه کی خالی بود

کعبه بنیاد خلیل آذر است‌دل نظرگاه خلیل اکبر است

*** 52

سوی مکه شیخ امت با یزیداز برای حج و عمره می‌دوید

او بهر شهری که رفتی از نخست‌مر عزیزی را بکردی باز جست

با یزید اندر سفر جستی بسی‌تا بیابد خضر وقت خود کسی

دید پیری با قدی همچون هلال‌که در او بدفر و گفتار رجال

پیش او بنشست و می‌پرسید حال‌یافتش درویش و هم صاحب عیال

گفت عزم تو کجا ای با یزیدرخت غربت را کجا خواهی کشید

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه