گلچین شعر حج صفحه 134

صفحه 134

گفت قصد کعبه دارم از پکه‌گفت هین با خود چه داری زادره

گفت دارم از درم نقره دویست‌تنگ بسته سخت بر گوشه ردیست

گفت طوفی کن بگردم هفت باروان نکوتر از طواف حج شمار

وان درمها پیش من نه ای جواددانکه حج کردی و حاصل شد مراد

عمره کردی عمر باقی یافتی‌صاف گشتی بر صفا بشتافتی

حق آن جانی که جانت دیده است‌که مرا بر بیت خود بگزیده است

کعبه هر چندی که خانه بر اوست‌این دل من نیز خانه سر اوست

تا بکرد آن خانه را دروی نرفت‌اندر این خانه بجز آن حی نرفت

چون مرا دیدی خدا را دیده‌ای‌گرد کعبه صدق برگردیده‌ای

خدمت من طاعت و حمد خداست‌تا نپنداری که حق از من جداست

چشم نیکو باز کن بر من نگرتا ببینی نور حق اندر بشر

*** 53

کعبه جبریل جانها سدره‌ای‌کعبه عبدالبطون شد سفره‌ای

قبله عارف بود نور وصال‌قبله عقل مفلسف شد خیال

کعبه مردان حق اعمال نیک‌قبله نا اهل جهل مرده ریگ

قبله طالب بود حس و خیال‌قبله اهل هوا کفر و ضلال

قبله زاهد بود فیض نظرقبله طامع بود همیان زر

قبله صورت پرستان چوب و سنگ‌قبله معنی وران صبر و درنگ

قبله ظاهرپرستان روی زن‌قبله باطن نشینان ذوامنن

*** 219

استن حنانه از هجر رسول‌ناله می‌زد همچو ارباب عقول

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه