- مقدمه 1
- منصور حلاج 1
- فرخی سیستانی 9
- ناصر خسرو 14
- سنائی 27
- خاقانی 43
- عراقی 78
- سعدی 79
- مولانا جلال الدین محمد 83
- سلطان ولد 125
- شیخ محمود شبستری 129
- جامی 129
- مولانا ملاحسین کاشفی 133
- بدری کشمیری 135
- فیاض لاهیجی 137
- ناظم هروی 148
- فیض کاشانی 148
- همای شیرازی 155
- نیاز جوشقانی 155
- جیحون یزدی 164
- مهدی الهی قمشهای 176
- پروین اعتصامی 186
- امام خمینی (قَدَّس اللَّه سرّه) 189
- خوشدل 192
- امید مجد 211
- نمایه 228
- پی نوشت ها 250
یار جوئی دل بنه بر جور یاردوست خواهی صبر کن با خوی دوست
فرخ آن پیکی که آید زان دیارروشن آنچشمی که بیند روی دوست
بر طواف کعبه رو آرند خلقکعبه ما هست طوف کوی دوست
جاودان کس را بقا نبود هماجز کسی کو زنده شد از بوی دوست
*** 690
غرض از کون و مکان گر رخ جانان نبودمسجد و میکده و کعبه و بتخانه نبود
گامی از صومعه تا دیر مغان بود ولیزاهد صومعه را همت مردانه نبود
منزل یار اگر شد دل ما نیست عجبگنج را جای بجز گوشه ویرانه نبود
هر چه در کعبه دل گام زدم طوف کنانبجز از دوست کسی ساکن آن خانه نبود
دل زمی سرخوش و غافل که در آن نرگس مستمستیی بود که در ساغر و پیمانه نبود
*** 708
در دو جهان روی اوست کعبه مقصودلیس سوی اللَّه فی المظاهر موجود
قصد من از کعبه روی اوست و گرنههیچکس از آب و گل نیافته مقصود
پند من از عشق او دهند و ندانندروی ایاز است صبح دولت محمود
نزد موحد یکیست قطره و دریاپیش محقق یکیست ناقد و منقود
تفرقه در صورتست ور نه به معنیتفرقه نبود میان شاهد و مشهود
خلق ندانند ذوق عشق و گرنهسنگ به رقص آید از ترانه داود
شکر که از خانقاه و صومعه رستمبرد به میخانه مطربم به دف و عود
راه حقیقت زمن مپرس و طریقتمن نشناسم که مقبل است و که مردود
خرقه پرهیز سوختم به خراباتحاصل چل ساله عمر شد همه مفقود
مذهب ما نیست آنچه پیش تو مذهبشاهد ما نیست آنچه پیش تو مشهود