- مقدمه 1
- منصور حلاج 1
- فرخی سیستانی 9
- ناصر خسرو 14
- سنائی 27
- خاقانی 43
- عراقی 78
- سعدی 79
- مولانا جلال الدین محمد 83
- سلطان ولد 125
- شیخ محمود شبستری 129
- جامی 129
- مولانا ملاحسین کاشفی 133
- بدری کشمیری 135
- فیاض لاهیجی 137
- فیض کاشانی 148
- ناظم هروی 148
- همای شیرازی 155
- نیاز جوشقانی 155
- جیحون یزدی 164
- مهدی الهی قمشهای 176
- پروین اعتصامی 186
- امام خمینی (قَدَّس اللَّه سرّه) 189
- خوشدل 192
- امید مجد 211
- نمایه 228
- پی نوشت ها 250
بخت چالاک تو در بازی با خصم به کینبد قماریست که از وی نبرد صد لیلاج
بیلک ار بر شکم کوه زنی روز مصافبه جهد از پشت چو سوزن که جهد از دیباج
عیب خصم تو مُستر نشود گر بشودمریمش رشته طرازنده و عیسی نساج
هر منجم که به عهد تو در انجُم نگردجز تو را نیکی طالع نکند استخراج
باکمان تو که منصور بود در ناورددل گردان طپد آن گونه که بیضه حلاج
میرقلزم گهرا حضرت جیحون است اینکز فر افسر تو بر شعرا آمد تاج
فرقم از خاک قدوم تو متوّج شد لیکتاج تنها چه کند چون نبود مایحتاج
جام کش کام بر آن نام ببر سیم ببارتا شود بحر قصاید به مدیحت موّاج
تا که در شش جهة از تافتن هفت اخترچار مادر به سه مولود بیا کنده دواج
محنت باد فراموش و مسرّت همدوششاهدت باد در آغوش و سلامت به مزاج
*** 114
چون خلیل از خلعت خلّت ز حق شد کامگارظلّ حق هم با خلیلش برد این صنعت به کار
هان اگر معنیشناسی بگذر ازصورت که نیستظلّ و ذی ظل امثالی غیر جبر و اختیار
میر فرّخ پی خلیل اللَّه کز اطمینان قلبداد اصنام زلل را یمن عهدش انکسار
ناوک رمحش چو ماری کاندر آن اشکال مورجوهر تیغش چو موری کاندران اطفال مار
*** 116
میر در تهذیب اخلاق آنقدر فرمود جهدکش به دل شد نار بر نور از عطای کردگار
حاش للَّهنامش ابراهیم و آنگه نارقهرنار و ابراهیم در یک جا نمیگیرد قرار
*** 149
هر کس که بذیل شرف و مجد تو زد چنگچون داور ما شد به جهان امجد و اشرف