گلچین شعر حج صفحه 177

صفحه 177

وقت عمل حج تنگ ره دور و قوافل ننگ‌تیه عجبی از رمل خسته و بی جانها

در قافله من تنها بی یار و رفیق اماآن یار نهانی داشت دلجوئی و احسانها

بُد یار من و غمخوار آن دوست که در هر حال‌می‌کرد مرا دلشاد از غصه و خذلانها

هر چند ز هجرانش شب بود ز غم روزم‌آن دوست نویدم خوش داد از شب هجرانها

گه یاد وطن در دل گه یاد رخ دلبرپر درد دل یاران دور از همه درمانها

خون دل و اشک چشم بود آب و غذای مایا رب نظری بنما کز غم برهد جانها

از زمزم عشق آن یار آب ار نزند بر دل‌ترسم که جگر سوزد از شعله حرمانها

گرد رخ الهی شست از خون دل و دریافت‌از فاتحه مهرش درد همه درمانها

غزل

*** 485

چون خلیلم که به گلشن رود از آتش عشق‌گل و ریحان شود این شعله به کاشانه ما

عاشقان خوش که بنالیم زشب تا سحرشاید این ناله رسد بر دل جانانه ما

غزل احرام عشق

*** 734

عاشقیم و رندیم و می‌پرستیم‌سر خوشیم و مست از می‌الستیم

غیر عشق یاری بکعبه دل‌هر چه بود بت بود و بت شکستیم

جز کمند گیسوی آن پریرخ‌شکرایزد از هر کمند جستیم

دل زهر چه جز عشق حق بریدیم‌دیده از رخ غیر یار بستیم

غیر عشقبازی زهرگناهی‌توبه کرده و زهر جریمه رستیم

در رخ نکویان وفا ندیدیم‌واز همه به جز یار خود گسستیم

سالکان راه حجاز وصلیم‌سوی کعبه احرام عشق بستیم

کس چه داند از نیک و بد الهی‌چیستیم از وئیم هرچه هستیم

حکایت

*** 905

شنیدم عاشقی مشتاق یاری‌ببوسی از لبش در انتظاری

نه جرأت تا به یارش راز گویدنه دولت تا وصالش باز جوید

ز دورادور گاهی با نگاهی‌به رخسارش فشاندی اشک و آهی

چه شمعی از فراق یار مهوش‌نشسته درمیان آب و آتش

بدین حالت دل امیدوارش‌پریشان بود تا بشنید یارش

به راه کعبه باری کرده آهنگ‌در آن ره عشق پیش آورد نیرنگ

کمیت عزم در راه حرم تاخت‌نوید وصل را زاد سفر ساخت

ز عشق نازنین یار نکوچهرروان گردید چون ماه از پی مهر

ندای عشق را لبیک می‌گفت‌سعادت بر لبش سعدیک می‌گفت

گراز خار مغیلان بودش آزارز لطف یار می‌دید آن دل افکار

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه