- مقدمه 1
- منصور حلاج 1
- فرخی سیستانی 9
- ناصر خسرو 14
- سنائی 27
- خاقانی 43
- عراقی 78
- سعدی 79
- مولانا جلال الدین محمد 83
- سلطان ولد 125
- شیخ محمود شبستری 129
- جامی 129
- مولانا ملاحسین کاشفی 133
- بدری کشمیری 135
- فیاض لاهیجی 137
- ناظم هروی 148
- فیض کاشانی 148
- همای شیرازی 155
- نیاز جوشقانی 155
- جیحون یزدی 164
- مهدی الهی قمشهای 176
- پروین اعتصامی 186
- امام خمینی (قَدَّس اللَّه سرّه) 189
- خوشدل 192
- امید مجد 211
- نمایه 228
- پی نوشت ها 250
شوق شهود حضرت دلدار داریاول ز دل نقش سواللَّه پاک گردان
چون سوی صحرایحجاز عشق رفتیاول به میقات وفا لبیک گفتی
چون بلبل افغان کردی وچون گل شگفتیاز شوق روی گلرخی در طرف بستان
اسرار احرام حقیقی
باید نخست از جامه عصیان برائیبا جامه طاعت به کوی دلبر آئی
بشکست اگر پایت در این ره با سرائیتا گام بتوانی زدن در کوی جانان
احرام بستی در رهش از جان گذشتی؟وز دنیی دون در ره ایمان گذشتی؟
از هر چه جز یاد رخ جانان گذشتی؟کانجا شوی در باغ حسن دوست مهمان
لبیک گویان آمدی در کوی یاریکردی در آن درگاه عزت آه و زاری
گشتی ز اشک شوق چون ابر بهاریتا خار زار دل شود باغ و گلستان
دادی در آنجا بینوائی را نوائییا تشنه را آبی مریضی را دوائی
کردی رها مظلومی از رنج وبلائیبودی به خلقان مهربان چون مهر تابان
با زیردستان همچو سلطان داد کردی؟ویرانه دلها راز مهر آباد کردی؟
دلجوئی از همسایه ناشاد کردی؟بنواختی محزون یتیمی را به احسان؟
احرام چون بستی به کوی عشق ایزد؟لبیک گفتی دعوت آن یار سرمد؟
گشتی چو محو جلوه آن حسن بی حد؟دیدی درون کعبه دل نور سبحان؟
ای حاجیان رفتید چون در کوی دلبردلبر پسندد قلب پاک و دیده تر
یاد آورید از عهد وصل و روز محشرهنگام پاداش و جزای عدل و احسان
ای حاجیان بوسید چون خال جمالشمدهوش گردید از تجلای جلالش
از طور عشق آیید در کوی وصالشسرمست و مشتاقانه چون موسی عمران