گلچین شعر حج صفحه 194

صفحه 194

پس مکن فخر از بنای خانه‌ای‌آشنای من چرا بیگانه‌ای

نان مگر بر بینوائی داده‌ای‌یا به عریانی قبائی داده‌ای

گر ندانی ای خلیل با صفاگوش جان بر این سخن کن آشنا

کز کرم آباد یک دل ساختن‌به که صدها خانه از گل ساختن

عید قربان

*** 567

بسی جلالت قدر است عید قربان راکه حق گشوده در این عید باب غفران را

به نص قرآن روزی بود که خوانده خدای‌به طوف خانه خود ملت مسلمان را

به میهمانی برخوانده سوی خانه خویش‌کسی که گفت گرامی بدار مهمان را

خوشا کسی که در این روز گرد خانه دوست‌کند طواف و به بیند جمال جانان را

به چشم سر رخ یزدان اگر چه نتوان دیدتوان به دیده دل دید روی یزدان را

و گرنه آنکه ز راه مجاز طی حجازکند چو نیست حقیقت چه فایدت آن را

ز همنشینی احمد ثمر نخواهد بردندارد آنکه خلوص و صفای سلمان را

چنان که همدمی احمد و کتابت وحی‌نداد سود معاویه پور سفیان را

دریغ و درد که ما مردمان نمی‌دانیم‌رموز و فلسفه حج بیت سبحان را

یکی ز فلسفه حج خود اتحاد بودکه می‌نباشد ما ملت مسلمان را

نه حق تعالی المومنون اخوه بگفت‌و یا نه واعتصمو هست امر قرآن را

زاتحاد ببین مسلمین صدر نخست‌چگونه کسب نمودند عزت و شان را

به دست خود بگرفتند روی گیتی رابه پای خویش بسودند فرق کیوان را

به تیغ تیز گرفتند ملک قیصر رازبون خویش نمودند آل ساسان را

ولی چو گشت مبدل تفاقشان به نفاق‌چنین شدیم که بینیم جملگی آن را

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه