- مقدمه 1
- منصور حلاج 1
- فرخی سیستانی 9
- ناصر خسرو 14
- سنائی 27
- خاقانی 43
- عراقی 78
- سعدی 79
- مولانا جلال الدین محمد 83
- سلطان ولد 125
- شیخ محمود شبستری 129
- جامی 129
- مولانا ملاحسین کاشفی 133
- بدری کشمیری 135
- فیاض لاهیجی 137
- ناظم هروی 148
- فیض کاشانی 148
- همای شیرازی 155
- نیاز جوشقانی 155
- جیحون یزدی 164
- مهدی الهی قمشهای 176
- پروین اعتصامی 186
- امام خمینی (قَدَّس اللَّه سرّه) 189
- خوشدل 192
- امید مجد 211
- نمایه 228
- پی نوشت ها 250
کند زندگانی سپس چند سالرسد بر سنین بلوغ و کمال
ز دنیا، گروهی جوان میروندگروهی گرفتار پیری شوند
به پیری بگردند کودن ز هوشنفهمند چیزی و گشته خموش
زمین را ببینی گهی خشک برنه در آن گیاهست نه برگ و بر
پس آنگاه باران بیاید فرودشود سبز و خرم زمینی که بود
زهر نوع آید گیاهی بدرهمه سبز و خرم بود سر به سر
که آثار قدرت ز سوی جلیلبه بر حق رب بگردد دلیل
کند زنده او بندگان را چو خواستتوانا به هر چیز یکتا خداست
زمان قیامت بیاید فراکه هرگز در آن نیست شکی روا
بر انگیزد او مردگان را زگورمپندار هنگام آن هست دور
جدل مینمانید با کردگارندارند خود حجتی آشکار
زروی جهالت، ز روی هوینمایند انکار کار خدا
بتابند روی از ره کردگاربه عجب و غروری فراوان دچار
که گمراه سازند، مردم زراستکه ذلت به دنیا بر آنها رواست
همینگونه در آخرت کردگاربر آنها عذابی چشاند زنار
به پاداش اعمال ناچیز و زشتکه سرزد از آن مردم بد سرشت
خداوند برکس نسازد ستمکه خود ظلم کردند بر خویش هم
گروهی ز مردم به گفت و زبانبه ظاهر پرستند رب جهان
از این روی چون بار نعمت کشندشده معتقد بر خدا، دلخوشند
ولی چون بینند رنج و بلابه کلی بتابند روی از خدا
زیانکار هستند از هر جهتچه در دار دنیا چه در آخرت
نفاق و دورویی در انجام کارزیانش بود بر همه آشکار
جز اللَّه خوانند ربی دگرکه برکس ندارند نفع و ضرر