گلچین شعر حج صفحه 24

صفحه 24

من شدم ساعتی به استقبال‌پای کردم برون ز حدّ گلیم

مر مرا در میان قافله بوددوستی مخلص و عزیز و کریم

گفتم او را «بگو که چون رستی‌زین سفرکردن به رنج و به بیم

تا ز تو بازمانده‌ام جاویدفکرتم را ندامت است ندیم

شاد گشتم بدانکه کردی حج‌چون تو کس نیست اندر این اقلیم

باز گو تا چگونه داشته‌ای‌حرمت آن بزرگوار حریم:

چون همی خواستی گرفت احرام‌چه نیت کردی اندر آن تحریم؟

جمله بر خود حرام کرده بدی‌هر چه مادون کردگار قدیم؟»

گفت «نی» گفتمش «زدی لبّیک‌از سر علم و از سر تعظیم

می‌شنیدی ندای حقّ و، جواب‌باز دادی چنانکه داد کلیم؟»

گفت «نی» گفتمش «چو در عرفات‌ایستادیّ و یافتی تقدیم

عارف حق شدیّ و منکرخویش‌به تو از معرفت رسید نسیم؟»

گفت «نی» گفتمش «چو می‌کُشتی‌گوسفند از پی یسیر و یتیم

قرب خود دیدی اول و کردی‌قتل و قربان نفس شوم لئیم؟»

گفت «نی» گفتمش «چو می‌رفتی‌در حرم همچو اهل کهف و رقیم

ایمن از شرّ نفس خود بودی‌وز غم فرقت و عذاب جحیم؟»

گفت «نی» گفتمش «چو سنگ جمارهمی انداختی به دیو رجیم

از خود انداختی برون یکسرهمه عادات و فعلهای ذمیم؟»

گفت «نی «گفتمش «چو گشتی تومطلع بر مقام ابراهیم

کردی از صدق و اعتقاد و یقین‌خویشی خویش را به حق تسلیم؟»

گفت «نی» گفتمش «به وقت طواف‌که دویدی به هروله چو ظلیم

از طواف همه ملائکتان‌یاد کردی به گرد عرش عظیم؟»

گفت «نی» گفتمش «چو کردی سعی‌از صفا سوی مروه بر تقسیم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه