نهج البلاغه: ترجمه عبدالمحمد آیتی صفحه 125

صفحه 125

چاه ضلالت بر می کشید. همه سعی و رنجش برای دنیا بود و به خاطر عیش و طرب خویش و بی توجه به شریعت، در پی هر چه دلخواه اوست. باور ندارد، که روزی مصیبتی بر او فرود آید، از این رو، از هیچ گناهی باک ندارد، تا در عین غفلت و بی خبری، مفتون آمال و آرزوهای خود بمیرد. در حالی که، زندگی کوتاهش در لغزشها و خطاها سپری شده و از هیچ پاداشی نصیبی نبرده که هیچ فریضه ای را به جا نیاورده.

هنوز گرم سرکشی بود و، سرگرم شاد خواری و لذّت جویی که بلای مرگ بر سرش تاختن آورد و در گرداب آلام و بیماریها، حیران و سرگردان، روزها را به شب می آورد و شبها را بیدار و نالان، به روز می پیوست، در حالی که، برادری مشفق و پدری مهربان و گروهی، که بر حال او تاءسّف می خوردند و در اضطراب بر سینه می کوبیدند، گرد او را گرفته بودند. او بیهوش افتاده و در حال سکرات است. غمگین و حسرت زده است، به هنگام جان دادن، به درد، می نالد و به هنگام رخت بر بستن از این جهان، رنج دیده است و درد کشیده.

آنگاه پیکرش را در کفنها می پیچند و او را، که رام و تسلیم است، از زمین بر می گیرند و بر تخته پاره ها می نهند و در حالی که، از شدت تعب، چون اشتر از سفر بازگشته خسته است، از رنج بیماری گداخته و لاغر شده است. فرزندان و برادرانش او را بردارند و به سرای غربتش برند، جایی که دیگر کسی به دیدارش نرود. چون تشییع کنندگان و نوحه

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه