نهج البلاغه: ترجمه عبدالمحمد آیتی صفحه 135

صفحه 135

پس اندوه را جامه، زیرین خود سازد و خوف را پوشش رویین. چراغ هدایت در دلش افروخته است و برای روز مرگ خود توشه ای مهیا کرده، مرگی را که دیگران دورش می پندارند، نزدیکش انگاشته. تن به سختیها سپرده.

نگریسته و نیکو نگریسته، خدا را یاد کرده و فراوان یاد کرده. از آبی گوارا که راه آبشخورش سهل و آسان بوده، سیراب گشته و با همان جرعه نخستین تشنگیش فرو نشسته است. راه هموار زیر پای کوفته را در پیش گرفته است. جامه های شهوت و هوس از تن به در کرده و از هر غمی (و همّی) دل را بپرداخته جز غم دین. از زمره ای که به کوردلی موصوف بوده اند خود را به یک سو کشیده و از مشارکت اهل هوا و هوس دوری جسته است. کلید درهای هدایت گردید و قفل درهای هلاکت و ضلالت. راه خود را بشناخت و در آن قدم نهاد و نشانه های راه را بشناخت و از گردابهای مهالک برست و به ساحل نجات رسید. به استوارترین دستگیره ها و محکمترین ریسمانها چنگ زد.

به مرحله ای از یقین رسید که چهره یقین را، که چون آفتاب تابان بود، مشاهده کرد. خود را وقف برترین کارها، یعنی فرمان خداوند، ساخت تا هر وظیفه که بر عهده اوست، به انجام رساند و هر فرعی را به اصلش بازگرداند.

چراغ تاریکیهاست و روشن کننده راه ظلمت زدگان است و کلید هر کار فروبسته ای است و دفع هر معضلی. راهنمای گمشدگان است در بیابانهای پهناور نادانی. اگر سخن گوید، می فهماند و اگر خاموشی گزیند از آن روست که خواهد

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه