نهج البلاغه: ترجمه عبدالمحمد آیتی صفحه 186

صفحه 186

و آنکه این سخن شنیده، نادان نبوده است که فهم سخن نکند. گویی می بینم مردی را، در گمراهی سرآمد همه گمراهان، که در شام چون زاغ بانگ می کند. پرچمهایش را در اطراف کوفه برافراشته. چون دهان گشاید، چونان توسنی، که لجامش را می کشند، سرکشی آغاز کند و در زمین جای پای محکم سازد، دیو فتنه، فرزندان خود را در زیر دندان خرد بساید و دریای دمان جنگ موجها برانگیزد، روزها تیره و تار گردد و شبها با رنج و خستگی همراه.

چون کشته اش بارور شود و ثمره اش برسد، همانند اشتر مست از خشم، پاره گوشت را از کنار دهان بیرون افکند و بسی چون صاعقه بسوزاند و برای لشکرهای فتنه علم بربندد و به راهشان اندازد و آنان چونان شب تاریک و دریای متلاطم پیش آیند.

ای بسا، چنین توفانهایی کوفه را در هم کوبد و گرد بادها زیر و زبرش سازد. پس از اندک زمانی جنگجویان، شاخ در شاخ، در هم آویزند، آنکه بر پا تواند ایستاد درو شود و آنکه دروده شده، زیر پاها خرد و ناچیز گردد.

خطبه: 101

و من خطبه له علیه السلام

تَجْرِی هذَا الْمجْری وَ ذَلِکَ یَوْمٌ یَجْمَعُ اللَّهُ فِیهِ الْاءَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ لِنِقاشِ الْحِسابِ وَ جَزَاءِ الْاءَعْمَالِ، خُضُوعا قِیَاما، قَدْ اءَلْجَمَهُمُ الْعَرَقُ، وَ رَجَفَتْ بِهِمُ الْاءَرْضُ، فَاءَحْسَنُهُمْ حَالاً مَنْ وَجَدَ لِقَدَمَیْهِ مَوْضِعا، وَ لِنَفْسِهِ مُتَّسَعا.

مِنْهَا:

فِتَنٌ کَقِطَعِ اللَّیْلِ الْمُظْلِمِ، لا تَقُومُ لَها قائِمَهٌ، وَ لا تُرَدُّ لَها رایَهٌ، تَأْتِیکُمْ مَزْمُومَهً مَرْحُولَهً یَحْفِزُها قَائِدُها، وَ یَجْهَدُها راکِبُها، اءَهْلُها قَوْمٌ شَدِیدٌ کَلَبُهُمْ، قَلِیلٌ سَلَبُهُمْ یُجاهِدُهُمْ فِی اللَّهِ قَوْمٌ اءَذِلَّهٌ عِنْدَ الْمُتَکَبِّرِینَ، فِی الْاءَرْضِ مَجْهُولُونَ، وَ فِی السَّمَاءِ مَعْرُوفُونَ.

فَوَیْلٌ لَکِ یَا بَصْرَهُ عِنْدَ ذلِکِ

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه