نهج البلاغه: ترجمه عبدالمحمد آیتی صفحه 211

صفحه 211

چه کارهایی سپری گشته.

به یاد اموالی می افتد که گرد کرده و برای به دست آوردنشان چشم خود می بسته که حلال از حرام باز نشناسد. و از جایهایی، که حلیّت و حرمت برخی آشکار و برخی شبهه ناک بوده، مال فراهم آورده. اکنون وبال گردن اوست. می داند که زمان جدایی فرا رسیده و پس از او مال و خواسته او برای میراث خواران می ماند و آنها از آن متنعم و بهره مند خواهند شد. آری، بار مظلمه بر دوش اوست و میراث نصیب دیگران و او در گرو آن.

اکنون، هنگام مرگ، از حقیقتی که بر او آشکار شده دست ندامت بگزد و از آنچه در ایام حیات، معشوق و محبوب او بوده بیمیلی جوید و آرزو کند که ای کاش کسی که بر مال و جاه او رشک می برد، صاحب این مال و جاه شده بود. مرگ، همچنان، در پیکر او پیش می رود، تا آنگاه که گوش او هم چون زبانش از کار بیفتد.

باز هم میان زن و فرزند خود افتاده است، در حالی، که نه زبانش گویاست و نه گوشش شنوا. بر چهره آنان نظر می بندد می بیند که زبانشان می جنبد و او هیچ نمی شنود. مرگ بیشتر به او در می آویزد، چشمش را هم از او می گیرد، همانگونه که زبان و گوشش را گرفته بود. سرانجام، جان از پیکرش پرواز می کند و او چون مرداری میان زن و فرزند خود افتاده است.

در آن حال، همه از او وحشت می کنند. از کنار او دور می گردند. نه می تواند گریه کنندگان را همراهی کند و نه خوانندگان را پاسخ دهد. سپس، از زمینش بردارند و

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه