نهج البلاغه: ترجمه عبدالمحمد آیتی صفحه 228

صفحه 228

کمان خود را به زه کرده، تیرهایش خطا نمی رود و زخمش بهبود نمی یابد. زنده را به تیر مرگ می زند و تندرست را به تیر بیماری و، آن را که رهایی یافته، به تیر شور بختی و ناتوانی. خورنده ای است سیری ناپذیر و نوشنده ای سیراب ناشدنی. سرای رنج است، زیرا آدمی گرد می آورد آنچه را که نمی خورد و بنا می کند آنچه را که در آن سکنا نمی گزیند. سپس، می میرد و به سوی خدا می رود. در حالی که، نه از آن مال، پشیزی با خود می برد و نه از آن بنا، خشتی. سرای دگرگونیهاست، زیرا یکی را بینی که روزگاری بر نعمت و مال او رشک می بردند و امروز به بیچارگایش ترحم می کنند و یکی را بینی که روزگاری بر بیچارگیش ترحم می کردند و امروز بر نعمت و مالش رشک می برند. آری، این ترحم به سبب نعمتی است که از دستش رفته و فقری است که گریبان او را گرفته.

دنیا سرای عبرتهاست، زیرا انسان را آرزویی است و آن آرزو را رویاروی می بیند، بناگاه مرگ در می رسد و آرزو را بر باد می دهد. نه دیگر آرزو فراچنگ می آید و نه آرزومند از چنگ مرگ رهایی می یابد.

منزه است خدا، چه فریبنده است شادمانی دنیا و چه عطش افزاست سیراب کردنش و چه گرم است سایه آن. آن را که می آید باز نتوان گردانید و گذشته را باز نتوان آورد.

منزه است خدا. چه نزدیک است زنده به مرده تا به او پیوندد و چه دور است مرده از زنده به سبب بریدن از او. از بد، بدتری نیست، مگر کیفر بد آن و از

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه