نهج البلاغه: ترجمه عبدالمحمد آیتی صفحه 233

صفحه 233

که افق را پوشد و نه ابر سفید کم باران و همراه با بادهای سرد، تا قحطی زدگان با گیاه فراوانش فراخ نعمت شوند. و به برکت آن رنجدیدگان به راحت رسند. تو باران را وقتی می فرستی که مردمان نومیدند و رحمت خود بر همگان می پراکنی. تویی یاور ما و درخور ستایش.

تفسیر الفاظ غریب در این خطبه:

شریف رضی گوید:

سخن آن حضرت (علیه السلام) که می فرماید: (انصاحت جبالنا)، یعنی، کوهها از خشکی شکافته شدند. (انصاح الثوب)، یعنی، جامه پاره شد. (انصاح النّبت) و (صاح و صوّح) یعنی گیاه خشک گردید. (هامت دوابّنا)، یعنی، چارپایان تشنه شدند. (هیام) به معنی عطش است. (حدابیر السنین) حدابیر جمع حدبار است و آن ناقه ای است که به سبب راه رفتن بسیار لاغر شده باشد. قحط سال را به آن تشبیه کرده. ذو الرّمه گوید:

حدابیر ما تنفکّ الّا مناخه

علی الخسف او نرمی بها بلدا قفرا

(لا قزع ربابها) قزع، قطعه های کوچک و پراکنده ابر است (و لا شفان ذهابها) در اصل (ذات شفان … ) بوده (شفان)، باد سرد است و (ذهاب) بارانهای نرم است (ذات) را به سبب آنکه شنونده بدان آگاه است حذف کرده اند.

معنی بیت: ماده شترانی لاغر و ناتوان، همواره در خوابگاه خفته یا آنها را به بلادی خشک می رانیم.

خطبه: 115

و من خطبه له علیه السلام و فیها ینصح اءصحابه

اءَرْسَلَهُ دَاعِیا إِلَی الْحَقِّ، وَ شَاهِدا عَلَی الْخَلْقِ، فَبَلَّغَ رِسالاتِ رَبِّهِ غَیْرَ و انٍ وَ لا مُقَصِّرٍ، وَ جاهَدَ فِی اللَّهِ اءَعْداءَهُ غَیْرَ واهِنٍ وَ لا مُعَذِّرٍ، إِمامُ مَنِ اتَّقَی وَ بَصَرُ مَنِ اهْتَدَی.

مِنْها:

وَ لَوْ تَعْلَمُونَ مَا اءَعْلَمُ مِمَّا طُوِیَ عَنْکُمْ غَیْبُهُ إ ذن لَخَرَجْتُمْ إِلَی الصُّعُداتِ، تَبْکُونَ

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه