نهج البلاغه: ترجمه عبدالمحمد آیتی صفحه 263

صفحه 263

این خطبه:

به خدا سوگند، سخنی است به جد، نه بازیچه، سخنی است راست، نه دروغ و، آن سخن مرگ است، که چاووش آن بانگ دعوت خود به گوش همه رسانید و ساربان خدا خوانش (1) مسافران را با شتاب فراخواند. پس به بسیاری مردمان فریفته نشوی، که خود به چشم خود دیدی آن را که پیش از تو بود، مالها اندوخت و از درویشی برحذر بود و با آرزوی دراز و دور انگاشتن مرگ، از عاقبت امر ایمن زیست، چگونه مرگ او را فرو گرفت و از وطنش برکند و بر تخته های تابوت نشاند و مردم تابوت او را از یکدیگر می گرفتند و بر دوشها می نهادند و با سر انگشتان نگه می داشتند.

آیا آن کسانی را که آرزوهای دور و دراز در دل داشتند و بناهای بلند و استوار برمی آوردند و مال فراوان گرد می آوردند، دیدی، که خانه هایشان گورهایشان شد و هر چه گرد آورده بودند تباه گردید و اموالشان به میراث خواران رسید و زنانشان نصیب دیگران شد؟ نه یارای آنکه بر حسنات خویش بیفزایند و نه توان آنکه از گناهان پوزش خواهند.

هرکس تقوا را شعار قلب خود سازد، در اعمال خیر بر دیگران پیشی گیرد و کارش موجب رستگاریش گردد. خیری را که از پرهیزگاری حاصل می کنید غنیمت شمارید و برای رسیدن به بهشت کاری در خور آن کنید. زیرا دنیا را نیافریده اند که سرای جاویدان شما باشد، بلکه گذرگاهی است و باید از آن توشه برگیرید، برای سرایی که در آن قرار خواهید گرفت.

پس برای سفر بشتابید و مرکبان را حاضر آورید که زمان جدایی در


1- 35.حدا، آوازی است که ساربانان برای شتران خوانند تا بر سرعت خود در رفتن بیفزایند.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه