نهج البلاغه: ترجمه عبدالمحمد آیتی صفحه 307

صفحه 307

لِلنُّهُوضِ جَناحُهُ، وَیَعْرِفَ مَذاهِبَ عَیْشِهِ وَ مَصالِحَ نَفْسِهِ، فَسُبْحانَ الْبارِئُ لِکُلِّ شَیْءٍ عَلی غَیْرِ مِثالٍ خَلا مِنْ غَیْرِهِ.

ترجمه: خطبه ای از آن حضرت (علیه السلام) در آن آفرینش بدیع خفاش را بیان می کند

حمد خداوندی را که هر توصیفی، از رسیدن به کنه معرفتش بازماند و عظمت او عقل فضول را دست رد به سینه زند. پس، رسیدن به نهایت ملکوت او را راهی پدید نیامد. اوست، پادشاه راستین، که هستی او آشکار است، آشکارتر از هر چه چشمها توانند دید. عقلها را نرسد که برای او حدی معین کنند، تا او به چیزی تشبیه شده باشد و اوهام نتوانند در حیطه توهّمش آرند تا همانندی برای او انگارند.

آفریدگان را بیافرید، بی آنکه مثالی و نمونه ای داشته باشد یا با کسی مشورتی کند، یا از کس یاریی طلبد. آفریدگانش به فرمان او آفریده شدند و آفرینش به فرمانرواییش اعتراف کرد و امر او را اجابت کرد و اعتراضی ننمود. مطیع شد و سر بر نتافت. از لطایف صنع و عجایب خلقت او، چیزی است که در آفرینش حکیمانه خفاشان می بینیم، که روشنایی روز، همه چیز را به جنبش و نشاط می آورد، ولی خفاشان را از جنبش و نشاط بازمی دارد. و تاریکی شب به جنبش و نشاطش می آورد، در حالی که، هر جانداری را از جنبش و نشاط باز می دارد.

چسان چشمانش ناتوان است که یارای آنش نیست که از خورشید تابان مدد جوید و در پرتو آن راه خود را بیابد و به آنجاها که خواهد برسد.

خداوند خفاشان را از رفتن به جایی، که نور خورشید می درخشد، بازمی دارد و در نهانخانه ظلمت جای می دهد و از پرواز در تابش خورشید، بی نیاز می دارد.

خفاش به

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه